امير المؤمنين ! ما را از مهدى خودتان آگاه سازيد . فرمود : هرگاه قرنها و نسلهاى متمادى منقرض و مؤمنين كم شوند و ياران حقّ از ميان بروند ، پس همانجا است .
عرض كرد : يا امير المؤمنين ! اين مرد از كدام طايفه است ؟ فرمود : از بنى هاشم ، از برترين قلّههاى نژاد عرب و دريايى كه به هنگام ورود توفنده است ، و جفا شده از طرف اهلش ، و هنگام بىصفايى او كان صفاست ، هرگاه مرگ هجوم آورد او را ترسى نيست ؛ و اگر به مؤمنين صدمهاى رسد او نمىگذرد ، و در ميدان نبرد و رزم قهرمانان ، عقبنشينى نمىكند ، دامن همّت بر كمر مىزند ، شيرى كه دشمنان را درو كند ، زخمزنندهء نيرومند به مخالفين ، و شمشيرى از شمشيرهاى خداوند ، بزرگى پرخير كه در خاندان باعظمت ريشه دارد . پس مبادا كسى كه فتنهجوست - كه اگر سخن گويد بدترين گوينده و هرگاه سكوت كند ، فسادها در خاطر مىپروراند - چنين كسى مبادا تو را از پيروى [ بيعت ] او بازدارد .
( سپس به توصيف مهدى عليه السّلام پرداخت و فرمود : ) از شما پناهدهندهتر است [ يا بخشندهتر است ] علمش از شما بيشتر و در صله رحم و پيوند خويشاوندى از همهتان كوشاتر است .
بار خدايا ! با تحقق بخشيدن بيعت او غم و اندوه را از ميان بردار و پراكندگى امت را به سبب او جمع گردان ، پس اگر خداوند راه ديدارش را برايت گشود ، تصميم خود را قطعى كن و اگر توفيق لقايش نصيبت گرديد ديگر به سوى هيچ روى مكن ، و چون به دامنش دست فكندى ديگر از دست مده . آنگاه اشاره به سينهء خود كرد و با آه كشيدن ، شدّت اشتياق خود را بازگو نمود . « 1 »
مىگويم : بعضى دلايل بر اين مطلب در فصلهاى پيشين گذشت ، و بعضى ديگر ان شاء اللّه در كشف علوم خواهد آمد .
2 - عزّت اوليا با ظهور آن حضرت عليه السّلام
در دعاى ندبه مىخوانيم : « أين معزّ الأولياء و مذلّ الأعداء » ؛ كجاست عزيزكنندهء اوليا و خوارسازندهء دشمنان .
و در كمال الدين از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام مروى است كه فرمود : گويى ياران قائم عليه السّلام را مىبينم كه سراسر بين شرق و غرب عالم را پر كرده باشند . همهچيز حتى حيوانات درنده و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 51 / 115 ؛ مترجم گويد : مؤلف بزرگوار بعضى از واژههاى اين حديث را - به نقل از مجلسى - توضيح داده كه با منظور كردن آن معانى در ترجمهء خود حديث نياز به ترجمهء جداگانه آن توضيحات ديده نشد .