اين روايت را شيخ صدوق در كمال الدين « 1 » با اندك تفاوتى آورده است و در غاية المرام به نقل از مسند احمد بن حنبل به سند خود از على عليه السّلام آورده ، فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : ستارگان براى اهل آسمان امان هستند كه اگر ستارگان از بين بروند آنها هم از بين مىروند و خاندان من براى اهل زمين امان هستند ، كه اگر اهل بيت من بروند اهل زمين هم مىروند . « 2 »
و در آن كتاب از حموينى كه يكى از اعيان علماى عامّه است به سند خود از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله روايت كرده كه فرمود : ستارگان ايمنى اهل آسمان هستند و خاندان من ايمنى امت من مىباشند . « 3 »
و در كتاب كفاية الاثر به سند خود از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه گفت : شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : خاندان من براى اهل زمين امان هستند همچنانكه ستارگان براى اهل آسمان امان مىباشند . گفته شد : يا رسول اللّه ! پس امامان بعد از تو از خاندانت مىباشند ؟ فرمود : آرى ، بعد از من دوازده امام هستند ، نه تن آنها از نسل حسيناند امينان معصوم ، از ماست مهدى اين امّت ، آگاه باشيد كه آنها اهل بيت و عترت مناند از گوشت و خون من ، چه مىشود اقوامى را كه مرا در امر آنها اذيّت مىكنند ، خداوند شفاعتم را به آن اقوام نخواهد رساند . « 4 »
و در همان كتاب از حضرت حسين بن على عليهما السلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت نموده كه فرمود :
اوّلين چيزى كه خداوند آفريد حجابهايش بود ، پس بر حواشى آنها نوشت : « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه ، عليّ وصيّه » ؛ سپس عرش را آفريد و بر اطراف آنها نوشت : « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه ، عليّ وصيّه » . سپس لوح را آفريد و بر پيرامون و حدود آن نوشت : « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه ، عليّ وصيّه » . و هرآنكس كه پندارد پيغمبر را دوست دارد امّا وصىّ را دوست ندارد ، دروغ گفته است . و هركس گمان برد كه پيامبر را مىشناسد امّا وصىّ را نمىشناسد ، كفر ورزيده است . سپس فرمود : آگاه باشيد كه اهل بيت من امان هستند براى شما ، پس آنها را دوست بداريد به دوستى من و به آنان متمسك شويد كه هيچگاه گمراه نخواهيد گشت .
گفته شد : اهل بيت كيانند اى پيامبر خدا ؟ فرمود : على و دو سبط ( نوادهء ) من و نه تن از فرزندان حسين عليهم السّلام امامان ابرار امينان معصوم ؛ آگاه باشيد ! اينان اهل بيت من و عترت من هستند و از گوشت و خون مناند . « 5 »
هامش
( 1 ) . كمال الدين : 2 / 205 .
( 2 ) . غاية المرام : 274 .
( 3 ) . غاية المرام : 274 .
( 4 ) . كفاية الاثر : 292 .
( 5 ) . كفاية الاثر : 310 .