ميان آنان به شيوه و سيرهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله رفتار خواهد كرد و همان عمل او را انجام خواهد داد .
پس خداوند - جلّ جلاله - جبرئيل را مىفرستد تا نزد آن حضرت بيايد ، كه بر حطيم نازل شود و به آن جناب عرض كند : به سوى چه چيز دعوت مىنمايى ؟ پس قائم او را خبر مىدهد . آنگاه جبرئيل مىگويد : من نخستين كسى هستم كه با تو بيعت مىكنم ، دستت را بده . پس بر دست او مسح مىكند درحالىكه سيصد و ده و اندى مرد ( سيصد و سيزده تن ) خدمتش حاضر شدهاند ، با آن حضرت بيعت مىكنند و در مكّه مىماند تا وقتى كه اصحابش به ده هزار نفر برسند ، سپس از آنجا به سوى مدينه مىرود . « 1 »
و از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام در خبر طولانى آمده : سپس مىرود مردم را به كتاب خدا و سنّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و ولايت على بن ابى طالب عليهما السّلام و بيزارى از دشمنان دعوت مىكند . « 2 »
و از همان حضرت روايت است فرمود : هنگامى كه قائم ما بپاخيزد مردم را به سوى امر جديد دعوت خواهد كرد ، چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله اين كار را كرد و اسلام غريبانه آغاز شد و به حال غربت بازخواهدگشت ، پس خوشا به حال غريبان . « 3 »
و از ابو بصير از حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام روايت است كه فرمود : اسلام غريبانه آغاز شد و به همان حال هم بازخواهدگشت ، پس خوشا به حال غريبان . ابو بصير مىگويد : عرض كردم :
أصلحك اللّه ، اين سخن را برايم شرح فرماى . فرمود : دعوتكنندهء از ما دعوت تازهاى آغاز مىكند ، همچنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله دعوت كرد . « 4 »
3 - دفع بلا از ما به بركت وجود آن حضرت عليه السّلام
بعضى از مطالب مربوط به اين معنى در حرف « الف » گذشت و نيز روايتى كه در خرايج آمده بر آن دلالت مىكند . علّان از ظريف از نصر خادم نقل كرده كه گفت : بر صاحب الزمان عليه السّلام وارد شدم درحالىكه در گهواره بود ، پس به من فرمود : صندل سرخ برايم بياور ، برايش بردم . آنگاه به من فرمود : آيا مرا مىشناسى . عرضه داشتم : آرى ، تو آقاى من و فرزند سرورم هستى . فرمود :
از اين نپرسيدم . گفتم : برايم تفسير فرماى . فرمود : من خاتم اوصيا هستم و تنها به وسيلهء من بلا از خانواده و شيعيانم دفع مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 337 .
( 2 ) . بحار الانوار : 52 / 342 .
( 3 ) . بحار الانوار : 42 / 366 .
( 4 ) . بحار الانوار : 42 / 366 .
( 5 ) . الخرايج : 67 .