مقبول و أمرك جائز » ؛ اى سرور من ! فرمانت پذيرفته و دستورت اجرا مىشود . پس دست بر صورتش مىكشد و مىگويد :
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ ؛
« 1 » حمد خداى را كه به وعدهء خويش دربارهء ما وفا كرد و زمين را ميراث ما ساخت ، هر جاى بهشت كه خواهيم منزلگاه خود قرار دهيم ، پاداش عملكنندگان چه نيكو است .
آنگاه ميان ركن و مقام مىايستد و فريادى مىكشد و مىفرمايد : اى نقباى من ؛ ( سركردگان ارتش آن حضرت ) و اى وابستگان خاصّ من ؛ و اى كسانى كه خداوند شما را - پيش از ظهورم - براى يارى من بر روى زمين ذخيره كرده ! با خواست و رغبت نزد من آييد .
پس فرياد آن حضرت به گوش آنها مىرسد درحالىكه در محرابها و بر رختخوابهاى خود در شرق و غرب زمين قرار دارند و همان يك صدا به گوش همهء آنان مىرسد ، پس به آن حضرت پاسخ مثبت مىدهند و به سوى آن صدا مىشتابند و در عرض يك چشم بر هم زدن در پيشگاه او بين ركن و مقام حاضر مىشوند . پس خداوند - عزّ و جلّ - به نور امر مىكند كه مانند عمودى از زمين تا آسمان كشيده مىشود ، كه از آن نور هرمؤمنى كه به روى زمين است استفاده خواهد كرد و نورى از درون خانهاش آشكار مىگردد ، پس نفوس مؤمنين به آن نور خوشنود مىگردد . ( تا اينكه مفضّل عرضه داشت ) : اى سرور من ! آيا در مكّه مقيم مىشود ؟
فرمود : نه ، اى مفضّل ! بلكه مردى از خاندانش را در آنجا جانشين خود مىسازد ، پس هرگاه از مكه حركت كند به آن مرد حمله مىكنند و او را مىكشند ، پس آن حضرت بازمىگردد ، ايشان به خدمتش مىآيند ، درحالىكه ترسان و سربهزير افكنده باشند ، گريه و تضرّع مىكنند و عرضه مىدارند : اى مهدى آل محمد عليهم السلام توبه مىكنيم . پس آن حضرت آنان را نصيحت و موعظه نموده و هشدار مىدهد و بر آنها جانشين مىگمارد و دوباره حركت مىكند . ولى باز هم بر آن جانشين يورش مىبرند و او را مىكشند ، پس ياران خودش از جنّيان و نقبا را به سوى آنها مىفرستد و مىفرمايد : بازگرديد به سوى آنها و كسى را باقى نگذاريد ، مگر آنكه ايمان بياورد .
و اگرنه اين بود كه رحمت پروردگار همه را فرامىگيرد ، و من آن رحمت هستم با شما به سوى آنها بازمىگشتم ، زيرا كه به تحقيق اينها عذرها را بين خود و خداى خودشان و من قطع كردند .
هامش
( 1 ) . سوره زمر ، آيه 74 .