تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
به‌طور مستمر در حال تحوّل و تحرّك است . اين جوهر متحرك و سيّال قابل انقسام است و هر حدى از آن براى حد قبلى فعليت است و براى حدّ بعد از خود قوه است ؛ و باز همان حدّ اگر بارها و بارها تقسيم شود نسبت به حدّ قبلى فعليت و نسبت به حدّ بعدى قوه است . اين حركت عمومى جهان مادى يك امتداد كمّى ترسيم مىكند كه هر قطعهء از آن مانند حركت به قبل و بعد تقسيم مىشود و باز هر قسمت از آن به قبل و بعد منقسم است و اين انقسام هيچ‌گاه متوقف نمىشود . فرق اين دوگونه امتداد آن است كه امتداد حركتى مبهم است و امتداد عارض بر حركت ( زمان ) متعيّن است ؛ نظير فرقى كه ميان جسم طبيعى و جسم تعليمى وجود دارد . « 1 » امتدادى كه جوهر جهان مادى با حركت خود رسم مىكند زمان است كه با آن حركات را اندازه مىگيريم و نسبت بين رويداهاى طبيعى را با كوتاهى و بلندى و قبلى و بعدى مشخص مىكنيم . قبليّت آن به معنى قوه بودن آن براى قطعه‌اى است كه در پى آن درمىآيد و بعديت آن فعليت آن است براى قطعه‌اى كه خود در پى آن درآمده است . بنابراين هر قطعه‌اى كه از اين حركت عمومى مستمرّ جهان طبيعت در نظر گرفته شود مسبوق به عدمى زمانى است ، زيرا آن قطعه فعليتى است مسبوق به قوه ، پس حادث است به حدوث زمانى . مجموعهء اين قطعات و اجزاء هم چيزى جز همان قطعات و اجزاء حادث نيست و حكم آن از حيث حدوث و قدم همان حكم اجزاء است . بنابراين كل عالم ماده و طبيعت حادث به حدوث زمانى است .
هامش
( 1 ) . جسم تعليمى امتدادى است كمّى كه عارض بر جسم طبيعى است و به واسطهء آن ابعاد جسم طبيعى تعيين مىشود ، مثل : كره ، استوانه ، مكعب و امثال آن كه قابل اندازه‌گيرى و محاسبات عددى است . ليكن جسم طبيعى ، جرم و ماده خاص آن است كه جسم تعليمى آن را در بر گرفته است . رجوع شود به مباحث جسم و صورت جسميّه از همين كتاب
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 533 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين