تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
آنهاست نسبت به ذات متعال ، و نوع عقلى منحصر در يك فرد است . « 1 » پس وجود عقلى و نظام عالم عقول ، ظلّى است از نظام عالم ربوبى كه در آن هرگونه كمال و جمال جمع است . نظام عقلى زيباترين و كامل‌ترين نظام ممكن است و نظام مثالى ظلّى است از نظام عقلى و نظام مادى نيز ظلّى است از عالم مثال . بنابراين نظام كلّى جهان هستى ، استوارترين و بهترين نظام ممكن است .

فصل هجدهم : خير و شرّ و بيان چگونگى وقوع شرّ در قضاء الهى

خير عبارت از آن چيزى است كه هر موجودى بر حسب طبيعت خود آن را دوست مىدارد و در پى يافتن آن است ، و هرگاه بين چند چيز مردّد باشد بهترين را اختيار مىكند . بنابراين ، خير براى هر چيزى بايد با يك امر وجودى باشد كه موجود خواهان آن ، در كمال وجودى خود و در هستى ، بدان نيازمند باشد ؛ اعمّ از آن‌كه وجود شى كلًاّ بدان وابسته باشد ، مانند خيريّت علت نسبت به معلول خود ، و يا آن‌كه يكى از كمالات ثانوى شىء محسوب شود و نقص و كمبودى را از وجود آن مرتفع سازد . شر مقابل خير است ، يعنى امرى است عدمى كه عدم ذات يا عدم كمال آن است . دليل اين‌كه شر ، عدم ذات يا عدم كمال ذات است اين است كه اگر شر را يك امر وجودى فرض كنيم از دو حال خارج نيست ، يا براى ذات خود شر است يا براى غير خود . شقّ اول محال است ، زيرا اگر شر ، مقتضى عدم خود باشد از ابتدا به وجود نمىآيد و هيچ چيز اقتضاى نيستى ذات خود و يا يكى از كمالات ثانويّهء وجود خود را نمىتواند داشته باشد چون با آنها رابطهء وجودى دارد و از طرفى عنايت الهى ايجاب
هامش
( 1 ) . نوع ، گرچه ماهيتى كلّى است كه بر افراد متّفق الحقيقه صدق كند ، ليكن وجود كثرت در مصداق آن ضرورى نيست ، زيرا كثرت تنها در نشأهء مادى تحقق‌پذير است و در مجرّدات كثرت صرفاً در جهت طولى است نه عرضى و در هر مرتبه‌اى از مراتب طولى ، نوع وجود عقلى منحصر به يك فرد است