ملكه است . بدين معنى كه معيّت عبارت است از اشتراك دو چيز در يك معنى بدون آنكه از طريق تقدّم و تأخّر با هم اختلاف داشته باشند ، در حالى كه آنها قابليّت تقدّم و تأخّر در آن معنى را دارند . تقدّم و تأخّر « ملكه » است و معيّت ، عدم ملكه .
معيّت ، در مواردى كه تقدّم و تأخّر وجود دارد به ترتيب زير است :
معيّت در رتبه ، همچون معيّت دو مأموم كه پشت سر امام ايستادهاند نسبت به مبدأ مفروض ( محراب يا درب ) از حيث رتبهء حسّى . نيز معيّت دو نوع يا دو جنس واقع در تحت يك جنس ، در سلسلهء انواع و اجناس ، نسبت بدان جنس ( مانند معيّت انسان و اسب نسبت به حيوان يا جسم ) .
معيّت در شرف ، مانند دو انسان شجاع كه هر دو ملكهء شجاعت با يكديگر برابر باشند .
معيّت در زمان مانند دو حركت كه با هم در يك زمان واقع شده باشند . چنين معيّتى بين اجزاء خود زمان تحققپذير نيست ، زيرا هيچ دو جزئى از آن خالى از تقدّم و تأخّر نتواند بود .
معيّت در طبع ، مانند دو جزئى كه نسبت به كلّ مساوى باشند ( چون هر جزء ، علت ناقصهء كل است بدون فرق ) . معيّت در عليت ، مانند دو معلول كه داراى يك علت تامّه واحد باشند ، اما معيّت دو علت تامّه صورتپذير نيست ، زيرا دو علت هيچگاه بر يك معلول واحد جمع نمىشوند .
معيّت در حقيقت و مجاز و معيّت در حقّ نيز مانند معيّت در عليت است .
معيّت در دهر ، عبارت است از معيّت دو جزء از يك مرتبهء وجود عينى - اگر در آن كثرت فرض شود .
فصل چهارم : قدم و حدوث و اقسام آن
هرگاه زمانى كه از پيدايش چيزى گذشته است بيشتر از زمانى باشد كه از وجود