تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
همين معنى است . « 1 »

يادآورى

در مباحث قوه و فعل گفته شد كه هر حركت شخصى ، داراى زمان شخصى مخصوص به خود است كه مقدار آن را تعيين مىكند . از جملهء اين زمان‌هاى شخصى ، زمان عمومى است كه حركت عام جوهرى را كه كل عالم مادى و مادّهء عالم در صور گوناگون خود بدان متحرّك است ، تعيين مقدار مىكند . نيز از آن جمله ، زمان‌هاى متفرقه‌اى است كه بر حركات عرضى - واقع در مقولات عرضى - عارض گشته مقدار آنها را معيّن مىسازد . اما زمانى كه مردم عالم حوادث جهان را بدان اندازه مىگيرند ، عبارت است از زمان حركت يوميّه كه مقصود از تطبيق حوادث عالم بر آن ، آن است كه نسبت‌هاى موجود بين آنها را از طريق تقدّم و تأخّر و درازى و كوتاهى به دست آورند . با توجه به آنچه گفته شد ، بايد دانست كه حدوث و قدم زمانى به نحوى كه بيان آن گذشت در مورد هرگونه زمانى به هر كيفيتى كه باشد صادق است .

فصل ششم : حدوث و قدم ذاتى

حدوث ذاتى عبارت است از مسبوق بودن وجود شىء به عدمى كه در مرتبهء ذات آن تقرّر دارد و قدم ذاتى بر خلاف آن است .
هامش
( 1 ) . هر كس به حدوث زمان قائل شود ناآگاهانه به قدم آن اعتراف كرده است . علت اين اعتراف جبرى آن است كه اگر كسى زمان را حادث زمانى بداند معنى آن اين است كه قبل از زمان زمانى بوده كه زمان هنوز وجود نيافته ، پس اعتراف به وجود زمانى قبل از زمان كرده است ، حال اگر آن زمان قبلى نيز چنين حالى داشته باشد به‌جاى اثبات حدوث ، قدم زمان اثبات شده است ، يعنى هر چه به قبل برگرديم زمانى وجود خواهد داشت