چيز ديگرى گذشته ، مثلًا زيد پنجاه سال از عمرش گذشته و عمرو سى سال ، عامّه مردم آن را كه داراى زمان بيشتر است قديم مىنامند و آن را كه زمان كمترى دارد ، حادث مىگويند .
معنى سخن ايشان اين است كه : قديم آن است كه در زمانى وجود داشته كه حادث در آن زمان هنوز وجود نداشته است ؛ يعنى حادث ، مسبوق به عدم است در زمانى كه قديم در آن زمان موجود بوده است .
اين دو معنى را هرگاه بهطور حقيقى در نظر گرفته و بر همهء موجودات تعميم دهيم ، خواهيم ديد كه هر دو از اعراض ذاتى موجود مطلقاند ، و موجود به معنى مطلق را مىتوان به اين دو قسم - حادث و قديم - تقسيم كرد ، و بحث از اين دو معنى بحثى فلسفى خواهد بود .
بنابراين موجود بر دو قسم است ، قديم و حادث . قديم آن است كه مسبوقالوجود به عدم نباشد و حادث آن است كه وجودش مسبوق به عدم باشد .
اكنون آنچه از انواع تقدّم يا سبق و معانى آنها - كه قبلًا توضيح داده شد - بايد در تعريف حدوث و قدم بهكار گرفته شود ، چهار است : سبق زمانى ، سبق علّى ، سبق دهرى ، سبق به حقّ ؛ و بر اين اساس چهار قسم حدوث و قدم خواهيم داشت : قدم و حدوث زمانى ، قدم و حدوث علّى - كه قدم و حدوث عِلّى را ، ذاتى نيز گويند - قدم و حدوث به حق ، و قدم و حدوث دهرى كه در اينجا به شرح و تفصيل هر يك از اين اقسام مىپردازيم .
فصل پنجم : قدم و حدوث زمانى
حدوث زمانى ، مسبوق بودن وجود شىء است به عدم زمانى ، يعنى حاصل شدن آن بعد از نبودنش ، چنانكه وجود قبل و بعد آن قابل جمع نباشد .
عدم زمانى هنگامى معنى خواهد داشت كه وجودى كه در مقابل آن قرار دارد