تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
نيروهاى طبيعى موجود در عضلات و اعضاء است . « 1 »

فصل يازدهم : زمان

ما در پيرامون خود حوادثى را مىيابيم كه برخى بعد از برخى ديگر تحقّق مىيابد به نحوى كه آنچه بعد رخ مىدهد بر حوادث قبلى به طرزى متوقف است كه جمع قبل و بعد را غيرممكن مىسازد . اين نوع تقدّم و تأخّر ، با ساير تقدّم و تأخّرها از اين جهت فرق كلّى دارد ، چنان‌كه در تقدّم علت يا جزئى از علت بر معلول ، نوع توقف چنان نيست كه اجتماع متوقف و متوقف عليه را ممتنع سازد . اين يك مقدّمهء بديهى است كه در آن جاى ترديد نيست . از طرفى نيز آنچه را به‌عنوان « قبل » مىشناسيم ، خود به دو قسمت قبل و بعد تقسيم مىشود ، درست به همان نحوى كه در كل حوادث مشاهده گرديد . يعنى چنان است كه قبل و بعد آن قابل اجتماع نيست و به همين ترتيب هر قدر تقسيم را در حوادث قبلى ادامه دهيم باز هم دو بخش قبل و بعد خواهد بود ، هر چند كه اين تقسيم تا بىنهايت ادامه يابد . بنابراين بايد يك نوع « كم متّصل غير قارّ » در طول حوادث وجود داشته باشد ، زيرا اگر « كمىّ » در كار نبود ، انقسامى هم وجود نداشت ، نيز اگر اتصال وجود نداشت ، در قبل ، بعد متحقّق نمىشد و در بعد ، قبل ؛ بلكه از يكديگر جدا بودند . به عبارت ديگر اگر اتصال در كار نبود ميان دو جزء قبل و بعد حد مشترك وجود نداشت و اگر غير قار نبود اجتماع ماقبل و مابعد بالفعل تحقق داشت .
هامش
( 1 ) . ترديد نيست كه نفس از طريق اعمال و افعال جسمانى كمال مىيابد ، اما اعضا و جوارح خود توسط قوا و طبايعى كه در آنها تعبيه شده است به حركت درمىآيند . پس نفس ، فاعل تسخير كنندهء فواعل طبيعى بدن و قواى مختلف آن است و قوا و طبايع ، فاعل به تسخيرند . با اين همه نبايد فاعليت مباشر و نزديك طبايع را نسبت به حركات از نظر دور داشت