تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
توضيح اين‌كه : شىء موضوع حركت ، يا افعال خود را بر يك شيوهء واحد ايجاد مىكند و يا اين‌كه در فعل آن تنوع و اختلاف وجود دارد . اگر فعل و حركت بر يك شيوهء واحد تخلّف‌ناپذير باشد ، فاعل آن « طبيعت » است كه آن را چنين تعريف كرده‌اند : طبيعت ، مبدأ حركت و سكون در اشيايى است كه داراى طبيعت هستند . اما اگر در افعال و حركات موضوع ، تنوع و اختلاف باشد ، فاعل ، نفس خواهد بود كه طبيعت‌ها و نيروهاى متعدّدى را جهت دست‌يابى به افعال مورد ارادهء خود مسخّر ساخته است . اكنون هر يك از اين دوگونه فاعل ( طبيعت و نفس ) اگر فعلشان با نفس فاعل ملائم و سازگار باشد ، چنان‌كه اگر خود باشد و هيچ عامل يا مانعى نباشد آن فعل را صادر مىكند ، در آن صورت ، آن فعل و حركت را طبيعى گويند ، و اگر فعل ملائم و سازگار طبع فاعل نباشد ، بلكه مانع مزاحمى آن فعل را اقتضا داشته باشد ، آن را حركت قسرى گويند . در همهء اين موارد ، فاعل حركت چيزى جز طبيعت نيست . در حركات طبيعى ، طبيعت هنگامى حركت را ايجاد مىكند كه صورتى مساعد و ملائم از موضوع زائل شود و يا وضعيت ناملايمى براى آن پيش بيايد كه كمالى را كه اقتضاى آن را دارد از دست بدهد ، آن گاه براى دست‌يابى بدان كمال ، حركت را واسطه قرار مىدهد . در اين هنگام فاعل حركت ، صورت است و قابل آن ماده . اما در حركات قسرى از آن‌جا كه عامل قسر ، در بسيارى از اوقات از بين مىرود ليكن حركت هم‌چنان باقى مىماند و در اين حالت فاعليّت طبيعت ، بالفعل باطل مىگردد ، پس فاعل چيزى جز طبيعت قسر شده نتواند بود . در حركات نفسانى نيز ، از آن‌رو كه نفس تسخيركننده و به‌كار گيرندهء طبايع و قواى گوناگون است تا از طريق افعال آن قوا و طبايع تكامل يابد ، همين مطلب خود بهترين دليل است بر اين‌كه فاعل مباشر و نزديك براى حركات نفسانى همان طبيعت و