تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
البته اين مطلب منافاتى با آن ندارد كه قبلًا گفته شد : حركت اول و آخر ندارد ، زيرا مقصود از آن سخن اين است كه حركت به جزئى ختم شود كه قابل تقسيم به اجزاء كوچك‌تر نباشد و يا با چنين جزئى آغاز گردد . چون جزء بدين معنى هرگز از قوه به فعل درنمىآيد و ماهيت نوعيّه‌اى كه از اين حدّ از حركت انتزاع مىگردد نيز ، هرگز از قوه به فعل درنخواهد آمد . « 1 »

فصل دهم : محرّك يا فاعل حركت

بايد دانست كه حركت به هر نحو كه فرض شود ، محرّك و متحرّك آن دو چيز است و يك چيز نمىتواند هم محرّك و هم متحرّك باشد . حال اگر حركت از نوع حركت جوهرى باشد و ذات شىء موضوع حركت باشد
هامش
( 1 ) . مقصود از ابتدا و انتها همواره يكى از دو معنى زير است : اول ، آنچه شىء از دو جانب بين آن محدود است و طبعاً از لحاظ ماهيت و ذات مخالف با شىء محدود است ؛ مانند نقطه براى آغاز و انجام خط يا سكون براى آغاز و انجام حركت و « آن » براى آغاز و انجام زمان . چنين ابتدا و انتهايى براى هر چيز محدود و متناهى وجود دارد . دوم ، اولين و آخرين جزء از شىء كه وجود شىء بدان آغاز يا ختم شود ؛ مانند اولين و آخرين جزء از زمان و يا خط و يا حركت . ابتدا و انتها بدين معنى براى هر چيزى كه داراى وجود تدريجى و حتى وجود ممتد قارّ باشد ، مثل خط و سطح و جسم تعليمى ، تحقق‌پذير نيست ، زيرا جزئى كه تقسيم عقلًا بدان تمام گردد هرگز در اين‌گونه امور وجود ندارد . بنابراين وقتى كه گفته مىشود حركت ابتدا و انتها ندارد ، مقصود از آن ابتدا و انتها به معنى دوم است ، زيرا اگر حركت يا زمان و يا هر چيز ممتدى را مكرّراً به اجزاء تقسيم كنيم به جزئى كه كوچك‌ترين واحد كل خود محسوب شود نخواهيم رسيد . چون قبلًا ثابت گرديده است كه جزء لايتجزى وجود ندارد و هر چيز كه قابل انقسام باشد تا بىنهايت قابل انقسام خواهد بود . پس حركت اگر از جزئى آغاز يا به جزئى ختم شود ، آن دو جزء ، اولين و آخرين اجزا حركت نخواهد بود ، زيرا باز هم مىتوان آن را به اجزاء ديگرى تقسيم كرد . اين امر اختصاص به حركت ندارد ، زمان نيز چنين است . در زمان نيز « آن » به معنى واحد غير قابل انقسام زمان وجود ندارد . در خط نيز نقطه به معنى كوچك‌ترين جزء خط معنى ندارد . بنابراين آن و نقطه و اين‌گونه معانى خارج از حقيقت خط و زمان هستند و ابتدا و انتها بودنشان براى خطّ و زمان ، به معنى اول است نه دوم . ر . ك . اسفار ، ج 3 ، ص 171 و حواشى مرحوم سبزوارى