مرحلهء هشتمعلت و معلول
فصل اول : اثبات عليت و معلوليت در وجود
پيش از اين گفته شد كه ماهيت در حدّ ذات ، نه موجود است و نه معدوم ، يعنى با وجود و عدم نسبت متساوى دارد و بنابراين در رجحان يكى از دو جانب وجود و عدم محتاج به عاملى خارج از ذات خويش است .
بديهى است كه ترجّح يكى از دو طرف ، بدون هيچگونه مرجّح ، نه در ذات ماهيت و نه در خارج از آن ، امرى است كه عقل صريح آن را محال مىداند .
چنانكه قبلًا دانسته شد ، وقتى گفته مىشود : ماهيت در عدم خود نيز به غيرمحتاج است ، نوعى مجاز بهكار مىرود و مقصود حقيقى اين است كه هرگاه آن عامل غير كه ماهيت در وجود خود بدان نيازمند است نابود گردد ، ماهيت نيز معدوم خواهد شد .
چون وجود اين بر آن غير ، متوقف است و پيداست كه اينگونه توقف ، بر وجود غير است زيرا معدوم ، شيئيّت و ذات ندارد .
حال ، آن وجودى را كه چيزى در وجود ، بر آن متوقف است « علت » مىناميم و شىء متوقف را « معلول » آن .
اينك بايد ديد آنچه مجعول علت است و اثرى كه از علت در معلول نهاده مىشود ، وجود معلول است يا ماهيت آن و يا نفس صيرورت ، يعنى موجود شدن ماهيت .