تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
در بين واحد و كثير غايت خلاف نيست ، زيرا هر كثير عددى كه با واحد عددى مقابل گرفته شود ، با آن در غايت خلاف نخواهد بود و اعداد افزون‌تر از آن ، كه از عدد يك بسيار دور تر باشند همواره وجود دارد ، چون عدد بىنهايت است . بنابراين واحد و كثير جزء هيچ‌يك از تقابل‌هاى چهارگانه نتواند بود و چون اقسام تقابل محصور در همان چهار نوع است ، در بين واحد و كثير ، اساساً تقابلى وجود ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) . چنان‌كه در مباحث اين مرحله از كتاب روشن شد در هيچ‌يك از اقسام تقابل ، اجتماع متقابلين امكان‌پذير نيست . حال اگر در مواردى دو چيز بر حسب ظاهر متضاد يا متضايف با يكديگر ، اجتماع داشته باشند بايد آنها را خارج از مقولهء تقابل دانست . مثلًا ، وقتى مىگويند ممكن نيست كه يك چيز هم سياه باشد و هم سفيد ، منظورشان از يك ، تمامى سطح آن شىء است كه در معنى يك نهفته است نه آن‌كه جسمى كه قسمتى از آن سياه و قسمتى سفيد است به‌عنوان نمونهء اجتماع ضدّين تصور شود و يا آنچه سفيدى آن كدر است و به سياهى مىزند ، اجتماع ضدّين پنداشته شود . در طبيعت و اجتماع و پديده‌هاى مختلف آن نيز نبايد دو امر موجود را كه مثلًا در خواص اجتماعى يا فيزيكى و شيميايى مخالف با يكديگر و يا خنثىكنندهء آثار و خواص يكديگرند متضادّ و يا نوعى ديگر از اقسام تقابل دانست . طبيعت مادى محل برخورد و تزاحم و تدافع عوامل گوناگون است و ماده و جسم دائماً در حال حركت و تغيّر است و صور گوناگون تحت شرايط مناسب بر ماده درمىآيد و يا آن را ترك مىكند ، اما اين‌گونه موارد اساساً از مقولهء تقابل نيست . اختلاف بين الكترون با بار منفى و پروتون با بار مثبت ، در هيچ‌يك از اقسام تقابل داخل نيست . اختلاف فقير و غنى و كارگر و سرمايه‌دار و امثال آن در جامعه از نوع تقابل تضادّ يا عدم و ملكه نيست . البته اگر مسئله صحيح بررسى شود و موضوع تضادّ جاى يكى از طرفين تضادّ قرار نگيرد بحث از وجود تضاد در اين موارد درست خواهد بود . مثلًا ، فقر و غنا دو امر متضادند و در يك انسان قابل جمع نيستند و در يك اجتماع واحد نيز از يك جهت واحد قابل جمع نيستند . و گرنه فقير و غنى در يك اطاق يا اتومبيل و حتى در آغوش يكديگر قابل اجتماع هستند ، پس محال ، اجتماع دو ضد در يك موضوع است و اين مطلب كه يكى از ضدين حتماً بايد ديگرى را از ميدان خارج كند ، از عدم اجتماع ضدين بهتر استخراج مىشود تا از اجتماع آنها .