تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
3 . ذاتى بر ماهيت ( ذى الذاتى ) تقدم دارد ؛ اين تقدم را تقدّم به « تجوهر » گويند كه شرح آن پس از اين خواهد آمد . « 1 » پيش از اين روشن شد كه حمل بين ذات و اجزاء آن حمل اولى است و بنابراين اشكالى كه بر تقدم اجزاء ماهيت بر آن وارد كرده‌اند درست نيست . اشكال وارده اين است كه در هر كل ، مجموع اجزاء در واقع همان كل است . پس ، تقدم مجموع اجزاء بر كل به معنى تقدم شىء بر نفس خود و محال است . اشكال از آن جهت وارد نيست كه ذاتى خواه اعم باشد ، مثل جنس ، و خواه اخصّ باشد ، مثل فصل ، عين ذات خواهد بود و حمل بين آنها حمل اولى است ، و اين‌كه جنس و فصل را اجزاء ماهيت ناميده‌اند صرفاً براى آن است كه در حدّ ماهيت قرار دارند . « 2 »
هامش
( 1 ) . تقدّم يا سبق داراى اقسامى است كه يكى از آنها را سبق به ماهيت يا سبق به تجوهر گويند . سبق به تجوهر بدين معنى است كه علل قوام ماهيت در ذات و جوهر ذات ماهيت - نه در وجود خارجى يا خارج از ذات ماهيت - بر آن تقدم دارد ، چنان‌كه جنس و فصل بر نوع متقدم است . وقتى گوييم انسان ، حيوان ناطق است ، ماهيت حيوان و ناطق كه تشكيل‌دهندهء ماهيت انسان است بر او تقدم دارد . ر . ك : مباحث سبق و لحوق ، همين كتاب ( 2 ) . جنس در كليّت از آن جهت اعم است كه انواع مختلف را در بر مىگيرد و فصل تنها يك نوع متمايز مىسازد ، از اين‌رو جنس اعم و فصل اخصّ است . اينك جنس و فصل كه هر دو نسبت به ماهيت « نوع » ذاتى به‌شمار مىروند و داخل در حدّ نوع هستند ، هر دو بر نوع قابل حمل به طريق حمل اولى مىباشند ، بدين معنى كه حقيقت آنها يكى است . مثلًا مىتوان گفت ، انسان حيوان است و انسان ناطق است و عكس آن نيز جارى است . بعض حيوان انسان است و بعض حيوان ناطق است . چنان‌كه در پاورقى قبل اشاره شد ، يكى از اقسام تقدم ، تقدم به تجوهر است و معنى آن اين است كه براى تصور ماهيت انسان مثلًا ، جنس و فصل آن حيوان و ناطق است قبلًا بايد تصور گردد ، و اين بدان معنى نيست كه ما براى تصور انسان قبلًا مجبور به احساس و ادراك حيوان و ناطق باشيم . چه مسلّماً اگر انسان ادراك نشود ، حيوان و ناطق كه جنس و فصل اوست نيز معنى نخواهد داشت ؛ بلكه مقصود آن است كه ماهيت انسان در عقل نيز مانند خارج از حيوان و ناطق تشكيل مىشود و بنابراين ، دو عنصر ذاتى ماهيت انسان كه جنس و فصل اوست بر ماهيت انسان تقدم دارد و چنان‌كه گفته شد ، تقدم جزء بر كل يا اجزاء به‌طور كلى بر كلّ ، از مقولهء تقدم شىء بر نفس نيست ، زيرا اجزاء ، بدان اعتبار كه اجزاء هستند ولو آن‌كه به‌طور مجموع هم تصور شوند ، با كلّ متشكل از آنها در عقل يكى نخواهند بود
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 164 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين