تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
خداوند را به جناب شيخ سعود تقديم مىكنيم . خدايش به آنچه برايش مىپسندد موفّق بدارد و به موجبات خشنودى خويش او را برساند . امّا بعد ! بر شما پوشيده نيست كه « ابراهيم پاشا قطير آغاسى » امير قافلهء حج ، هنگامى كه به اينجا آمد و محاصره كنندهء مدينه « شيخ بداى » را مشاهده كرد كه راه ورود را بسته است ، در اين رابطه با او سخن گفت . او اظهار نمود كه از طرف شما به اين كار مأموريت يافته است . ما كه مىدانستيم شما براى مجاورين حضرت رسالت پناه به جز خير هيچ اراده‌اى نمىكنيد ، مناسب ديديم كه اوضاع را به آگاهى شما برسانيم . از اين رهگذر اعيان ، اشراف و حكّام منطقه گرد آمده ، از ميان خود چهار نفر امين و عاقل برگزيده ، آقايان : محمّد طيّار ، حسن قلعى چاوش ، عبدالقادر الياس و على صويغ را به سوى جنابعالى فرستادند . از خداوند منّان مىخواهيم كه اين نمايندگان با پاسخى از سوى شما باز گردند كه ما را قرين شادى و سرور نمايند . ان شاءاللَّه . » نمايندگان مردم مدينه كينهء ديرينهء سعود را در مورد اهل مدينه از سخنان تند و تيز وى احساس كرده بودند ، از اين رهگذر خود را به پاهاى او انداخته ، با هزار خواهش و تمنّا ، تقاضاى عفو و امان نمودند . سعود در پاسخ گفت : « از اين نوشتار استفاده مىشود كه شما در صدد پذيرش دين حق و اطاعت و انقياد در برابر من نيستيد . بلكه در اثر محاصره به قحطى و
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 86 | مهدى پور / أيوب صبري باشا ( پاشا )