تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
نمىدادند ، به خيال خود به رسم فتوّت و جوانمردى به گدايان و فقيران بخشش نمودند ! امّا كتابهاى خطّى نفيسى كه در كتابخانه‌ها ، مساجد ، تكايا و منازل شخصى وجود داشت ؛ از قبيل كتب تفسير ، حديث و ديگر علوم قرآنى و اسلامى ، هيچگاه مورد رغبت ملّت بىفرهنگ و شقاوت پيشه قرار نگرفت ، بلكه همه‌اش در زير پاى چكمه پوشان وهّابى لگدمال شد ! جلدهاى چرمى گران قيمت ، كه توسّط هنرمندان اسلامى براى مصاحف شريفه تهيّه شده بود و در طول قرون و اعصار همانند مردمك ديدگانشان از آنها محافظت مىكردند تبديل به كفش و چاروق گرديد . در مواردى ، آيات مبارك و اسماء جلاله ، كه روزى زينت بخش جلدهاى قرآن كريم بود ، روى چاروقهاى وهّابيان بىفرهنگ به چشم مىخورد . مصاحف شريف و كتب نفيسى كه به دست وهّابيانِ دور از ادب و فرهنگ ، پاره پاره گشت و بر روى زمين انباشته شد ، به قدرى زياد بود كه در كوچه و بازار خونرنگ طائف ، جاى پايى يافت نمىشد كه رهگذران بدون لگدكوب كردن اوراق متبركّه ، گام نهاده عبور كنند . گر چه از طرف ابن شكبان اعلاميّه‌اى - مصلحتى - انتشار يافت و در آن گوشزد شد كه به هنگام نابود كردن كتابهاى خطّى ، مصاحف را جدا نموده و آنها را پاره نكنند ، ولى اعراب باديه نشين ، بويژه حشرات وهّابى ، قدرت تشخيص قرآن از ديگر كتب اسلامى را نداشتند و لذا هر قرآنى به دستشان رسيد بىمحابا پاره كردند و گستاخانه بر روى زمين ريختند . اين‌تجاوز بزرگ بر حريم قرآن و اسلام ، آنقدر گسترده بود كه در شهر بزرگ طائف - كه طبعاً در هر خانه چندين نسخه مصحف بود - تنها سه نسخه قرآن و يك نسخه صحيح بخارى از دست اشقياى وهّابى جان سالم به در برد .