اين همه اهانت و گستاخى ، آتش درونشان را تسكين نمىداد . به بهانهء پرس و جو از جاى دفينهها و گنجينهها ، آنها را تك تك مىبردند و مورد ضرب و شتم قرار مىدادند .
آن بيچارهها با ناله و فرياد از ابن شكبان ، سعود نامسعود و عثمان مضايقى تقاضا مىكردند كه از قتل عام آنها صرف نظر كنند ، ولى آنچه به جايى نمىرسيد فرياد بود .
شعر
« كسى با پشتوانهء اراده و تدبير قادر به تغيير دادن سرنوشت نيست ، كه براى دستبرد به لابهلاى سطرهاى تقدير ، خامهاى ساخته نشده است . »
ابن شكبان بدسيرت ، پس از دوازده روز محاصره و در تنگنا قرار دادن ، بر شيرمردان به سنگر نشسته در ساختمانهاى محكم قسمت شرقى قلعه دست نيافت و با جنگ و نبرد نتوانست بر آنها چيره شود ، از اين رهگذر به غدر و حيله متوسّل شد و اعلام كرد :
« هر كس بدون اسلحه مخفيگاه خود را ترك كند در عفو و امان است . »
سلحشوران دلاورى كه تا آخرين نفس سنگر خود را ترك نكرده بودند ، و ديگر اندوختهء غذايى و رزمى نداشتند ، به وعدههاى مزوّرانهء ابن شكبان بىايمان و سوگندهاى فريبكارانهء او اعتماد كردند و با دست خالى از سنگرهاى خود بيرون آمدند و در دامهاى شيطانى ابن شكبان گرفتار آمدند .
اين بيچارهها هنگامى بر فراز تپّه قرار گرفتند كه قتل عام گروه قبلى ، در
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: مهدى پور
ص٥٩