نبش قبور منصرف شدند .
عثمان مضايقى و ابن شكبان فرمان مشتركى صادر كردند و گفتند :
« پيش از هدم گنبدها و بارگاهها ، بايد همهء مساجد و مدارس دينى تخريب گردد . »
مرحوم ياسين افندى يكى از علماى بزرگ آن روز فرمود :
« هدف شما از تخريب مساجدى كه براى اقامهء نماز تأسيس شده چيست ؟ !
اگر هدفتان قبر شريف عبداللَّه بن عبّاس است ، آن قبر در گوشهء راست مسجد اعظم و زير گنبد خاصّى قرار دارد ، و لازمهء هدم قبر ايشان ، تخريب كلّ مسجد نيست . »
در مقابل اين گفتار منطقى ، عثمان مضايقى و ابن شكبان سخنى براى گفتن نداشتند . ولى زنديقى به نام « درويش مُطوَّع » اين گونه سخن آغاز كرد :
« دَعْ ما يُريبُكَ الى ما لا يُريبُكَ » :
« آنچه را كه تو را به شك و ترديد وادارد فرو گذار و به آنچه شك و ترديدى در آن نباشد چنگ بزن . »
مرحوم سيّد ياسين در مقابل اين سفسطه جويى فرمود :
« مگر ممكن است در مسجد شك و ترديدى باشد ؟ ! »
درويش مطّوع به مصداق فَبُهِتَ الَّذى كَفَرَ « 1 » ديگر نتوانست به
هامش
( 1 ) - بقره : 258