ديگر روابط متقابل را داشته باشند .
از ديگر موادّ صلحنامه عفو عمومى نسبت به اعرابى بود كه در جنگ طائف با شريف غالب به نبرد برخاسته و شكست خورده بودند .
بر اساس ديگر مادّهء صلحنامه ، قسمتى از نواحى حجاز تحت فرمان شريف غالب باقى ماند و قسمتى ديگر تحت تابعيّت سعودبن عبدالعزيز در آمد . [ 1212 ه . ] .
اين فاجعهء غمانگيز نيز از چهارمين اشتباه بزرگ شريف غالب پديد آمد ؛ زيرا اگر شريف غالب به هنگام پراكنده نمودن سپاه سعود در روستاى « طريّه » آنها را دنبال مىكرد و از نواحى حجاز بيرون مىراند و به كلّى تار و مار مىساخت ، او ديگر نمىتوانست بدويهاى حجاز را منحرف كند و به جنگ با شريف غالب وادارد و او را به امضاى قرار داد صلحى ننگين ناگزير سازد .
اين قرار داد ننگين در اواسط سال 1212 ه . به امضا رسيد و سعودبن عبدالعزيز به همراه سپاه انبوهى در مراسم حجّ 1213 ه . و 1214 ه . شركت كرد و در مكّه و عرفات به افشاندن تخم نفاق در دل قبايل عرب پرداخت .
در طول اين دو سال تعداد كسانى كه مذهب محمّدبن عبدالوهّاب را پذيرفته و با سعودبن عبدالعزيز بيعت كردند ، در حدّ شگفت انگيزى افزايش يافت و همگى با تمام قدرت با شعاير اسلامى به نبرد برخاستند .
شريف غالب از نمودار ميزان بيعت كنندگان و گسترش روز افزون وهّابيها دريافت كه فتنهء وهّابيت هر لحظه وسيعتر مىشود و طولى نمىكشد كه سرزمين حجاز در دامن وهّابيت سقوط مىكند و زمام كشور به دست سعودبن عبدالعزيز مىافتد ، از اين رهگذر نامههاى تهديد آميزى به سعود نوشته ، متذكّر شد كه بر اساس موادّ صلحنامه بايد اعرابى را كه به سوى او مىروند به روستاهايشان برگرداند .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: مهدى پور
ص٤٨