تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
متن نامه چنين بود : « جناب حسن قلعى مهربان ، بدانيد كه پدر گرانقدرم محمّد على پاشا ، بر حسب ارادهء همايونى ، براى رهاسازى نواحى مقدّسهء حجاز از دست وهّابيان غدّار و بازگشايى حرمين شريفين به روى حجّاج و زائران مسلمان مأموريّت يافته است . او براى اجراى اين فرمان همايونى ، مرا با لشكر انبوهى به اين سامان گسيل داشته و شخص ايشان نيز با لشكرى بىشمار در آينده‌اى نزديك به اين منطقه خواهد آمد . با شيوع اين خبر در ميان اعراب ، همگان بر شكست قطعى عبداللَّه ابن سعود اعتقاد راسخ پيدا كرده و قبايل بدوى دسته دسته به حضور مىآيند و اعلام اطاعت و انقياد مىكنند . حضرت‌عالى كه از شخصيّتهاى برجستهء مدينهء منوّره و از رجال مشهور و صاحب عقل و كياست مىباشيد و ظاهراً به همين دليل ناگزير شديد با وهّابيان اظهار اتّحاد كنيد و اين تدبير شما كاملًا حكيمانه ، دور انديشانه و شايان تحسين بود . امّا اكنون كه سرور معظّم و رهبر مفخّم ، پادشاه جهان پناه ، اهتمام نموده‌اند كه با تدبير شاهانه و غيرت ملوكانه ، حرمين شريفين را ، به هر قيمتى كه تمام شود ، از دست اشقيا مسترد نمايند و خوارج بدفرجام را از اين سرزمين قلع و قمع نمايند ، البته كه ارادهء همايونى جامهء عمل خواهد پوشيد . در مورد اعلام اطاعت و انقياد در برابر ارادهء الهام بخش ملوكانه و اجتناب از هر گونه غفلت و مخالفت ، كه عواقب و خيمى به دنبال دارد ، منتظر پاسخ نامه هستيم كه در آن با فكر صائب خود براى استرداد سريع شهر مقدّس مدينه ، تدبيرهاى مفيد و ارزشمندى را