گفته است :
« شرط هنر اين است كه انسان به ادّعايى كه كرده جامهء عمل بپوشاند ، كسى كه از اثبات ادّعايش عاجز باشد رسواى جهان گردد . »
بنابر اين اگر تسليم شويم ، اظهار عجز و ناتوانى كردهايم و اگر با ترك سلاح ، امان نامهاى به دست آورده تسليم شويم ، باز هم به جهت اينكه چندين برابر خود ، وهّابى كشتهايم ما را خواهند كشت . حتّى اگر ما را نكشند ، زندگى در زير سلطهء دشمن براى سربازى سلحشور جز ننگ و عار نيست .
اگر واقعاً به امن و امان برسيم ، باز هم ذلّت صفّه نشينى در طول زندگى هر روزش برابر هزاران مرگ است . به تعبير شاعر :
« اين جهان ناپايدار ، اگر با دقّت محاسبه شود ، يك لحظهاش با هزاران سال آن يكسان است . »
براى همهء ما مرگ مقدّر است و سرانجام بايد آماج تير اجل شويم . به تعبير شاعر :
« تير فلك اگر از آهن هم باشد ، آن را بر خود هموار ساز ، كه پذيرش تير فلك كجمدار ، از تحمّل منّت مردم پست و سفله آسانتر است . »
پس بياييد همگى در صفهاى فشرده سلاح بركشيم و به روى دشمن بدسگال حملهور شويم و مردانه شاهد زيباى شهادت را در آغوش كشيم و تا آخرين قطرهء خون از شرف دين و آيين دفاع كنيم و تا آخرين تير ، سينهء دشمن را نشانه رويم . »
با اين عهد و پيمان ، با يكديگر توديع نموده ، تكبير گويان بر صفهاى دشمن هجوم بردند . صفهاى به هم فشردهء بيش از 5000 دشمن مسلّح را درهم كوبيدند . بيش از 200 نفر از سپاه دشمن را بر خاك مذلّت ريختند و از كشتهها پشته ساختند و ميدان كار زار را براى آنان به صورت مسلخ در آوردند .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 118
مساهمون: مهدى پور
ص١١٨