خود خواهم برد . رخت سفر بربنديد و در محلّ . . . در رأس ساعت . . .
همگى گرد آييد . »
اهالى مدينه به ناچار موافقت كرده ، در نقطهء موعود گرد آمدند و به طور ناگهانى بر لشكر احمد طوسون پاشا شبيخون زدند .
نبرد و درگيرى پنج روز تمام به صورت شبانه روزى ادامه يافت و سرانجام لشكر مصر شكست خورد و همهء مهمّات جنگى و وسايل رزمى به دست عبداللَّه افتاد ، آنگاه عبداللَّه مصمّم شد تا باروى محكمى را كه احمد طوسون پاشا به هنگام وصول به وادى حمراء در يك نقطهء سوقالجيشى ساخته و 70 نفر جنگجوى آلبانى تبار بر آن گمارده بود ، به تصرّف در آورد ، از اين رو 5000 جنگجوى وهّابى بدانجا فرستاد .
هفتاد دلاور آلبانى تبار ، 16 روز تمام در مقابل يك اردوى خون آشام 5000 نفرى مقاومت كردند و سينههاى خود را آماج تيرهاى دشمن نمودند . تا اينكه پس از 16 روز نبرد بىوقفه ، ابن سعود دريافت كه با قدرت نظامى هرگز به تسخير بارو قادر نخواهد بود ، و لذا دستور داد كه اطراف بارو را با فاصلهء پرتاب يك تير محاصره كنند .
دلاوران آلبانى تبار به اميد اينكه از مصر نيرو و امداد خواهد رسيد ، مدّتى طولانى در ميان محاصرهء دشمن مقاومت نمودند و از سنگر خود محافظت كردند .
با طولانى شدن ايّام محاصره ، اندوختههاى خوراكى و مهمّات نظامى به پايان رسيد و سه شبانه روز هم با گرسنگى دمساز شدند و در مقابل دشمن سر تسليم فرود نياوردند و با يكديگر گفتند :
« ما با ادّعاى مردانگى ، نگهبانى اين بارو را برعهده گرفتيم و شاعر
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: مهدى پور
ص١١٧