پيكارگران راه عقيده ، نقد جانشان را در راه عقيده دادند و سرهاى خود را در طبق اخلاص نهادند ، ولى ذرّهاى از عقيده و ايمان خود را از دست ندادند .
زيرا آنان به حقّ و حقيقت ، بيش از منافع شخصى خود ارج نهادند ، و مصالح فردى خود را فداى مصالح اجتماعى نمودند ، زيرا منافع مادّى سرانجام از بين خواهد رفت ، ولى حقّ و حقيقت ثابت و پابرجاست و هرگز از بين نمىرود .
مؤمنان مخلص نيز ايمانى استوار و دلى پابرجا دارند كه هرگز دستخوش تغيير و تبديل نمىشود ، و اگر كشته شوند و سپس زنده گردند ، باز كشته و زنده شوند ، در اعتقاد آنها ضعف و سستى پديد نيايد ، كه آنها نمونههاى روشن عظمت و عمق حقّ و حقيقت هستند .
اين واقعيّت در سخنان گرانقدر « مسلم بن عوسجه » در شب عاشورا به زيباترين شكل تجلّى مىكند ، آنجا كه خطاب به امام حسين عليه السّلام عرضه داشت :
« به خدا سوگند ، اگر من بدانم كه كشته مىشوم ، سپس زنده مىشوم ، باز كشته مىشوم و ذرّات بدنم در هوا پاشيده مىشود ، و اين كار هفتاد بار تكرار مىشود ، باز هم از يارى تو دست بر نمىدارم . »
زهير بن قين نيز عرضه داشت :
« من دوست دارم كه هزار مرتبه كشته شوم و زنده شوم ، ولى بتوانم از تو حمايت كنم و خداوند بدين وسيله قتل را از تو دفع نمايد . »
معيارهاى اخلاقى در فقه امام جعفر صادق ( ع ) ( قيم أخلاقية في فقه الإمام جعفر الصادق ع ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٨٥