( لا ينال شفاعتى رجلان : سلطان عسوف غشوم ، و زنّاء مارق فى الدّين )
« شفاعت من به دو نفر نمىرسد :
يكى پادشاه ستمپيشهى تجاوزگر
ديگرى شخص زناكار بيرون از دين و آئين . »
در حديث مشهور كه شيعه و سنّى نقل كردهاند آمده است :
« شخص مؤمن در حال ايمان هرگز مرتكب زنا نمىشود ، و هر كس اين كار را انجام دهد ايمان از او كنده مىشود همانند پيراهنى كه از تن آدمى كنده مىشود . »
علماى اسلامى از شيعه و سنّى در پيرامون اين حديث گفتگوى فراوان نمودهاند و گفتهاند : اين حديث از احاديث مشكل و مشتبه است ، زيرا به صراحت دلالت مىكند كه شخص زناكار از ايمان خارج است ، درحالىكه همهى مسلمانان از نظر ازدواج ، ارث ، نماز ميّت و دفن در قبرستان مسلمانان ، با او معاملهى يك فرد مسلمان مىكنند و تفسير و تأويل اطمينان آورى نكردهاند .
حقيقت امر اينست كه هركسى كه شهادتين را به زبان آورد ، به وحدانيّت خدا و رسول پيامبر اكرم اعتراف نمود ، دو جهت در اينجا منظور است ، يكى اينكه ما با او چگونه معامله كنيم ؟ ديگر اينكه خداوند با او چگونه معامله خواهد نمود ؟ !
امّا وظيفهى ما اينست كه با او معاملهى مسلمان كنيم ، در مسائل نكاح ، ارث و غير آن ، و هيچ عملى از اعمال او در اين
معيارهاى اخلاقى در فقه امام جعفر صادق ( ع ) ( قيم أخلاقية في فقه الإمام جعفر الصادق ع ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٨٢