ندارم ، هنگامى كه از خودش مىپرسم تكذيب مىكند و نمىپذيرد .
درحالىكه افراد مورد اعتماد آن را گفتهاند .
امام صادق عليه السّلام فرمود :
( كذّب سمعك و بصرك عن اخيك ، فان شهد عندك خمسون قسامة ، فصدّقه و كذّبهم ، تاوّل ما تستنكره منه سبعين تأويلا )
« چشم و گوشت را دربارهى برادر ايمانى خود تكذيب كن ، و اگر پنجاه نفر شاهد اقامه شود و سوگند ياد كنند ( كه او كارى انجام داده ، ولى او خودش انكار كند ) او را تصديق كن و آنها را تكذيب كن . »
« چيزى را كه از برادرت دوست ندارى و او خود آن را انكار مىكند ، تا هفتاد شكل تأويل كن و حمل بر صحّت كن . »
امير مؤمنان على عليه السّلام در همين رابطه مىفرمايد :
( لا تظنّنّ بكلمة خرجت من اخيك سوءا ، و انت تجد لها من الخير محملا )
« هرگز با سخنى كه از زبان برادرت صادر مىشود به او سوءظن نكن ، تا جائى كه مىتوانى بر آن محملى پيدا كنى و آن را حمل بر صحّت كني . »
اين چه منطق است ؟ چگونه هفتاد نفر مؤمن براى يك نفر تكذيب شود و او به تنهائى تصديق شود ؟ حتّى انسان چشم و گوش خويش را تكذيب كند و او را تصديق نمايد ؟ !
مگر نه اينست كه انساب و اموال ، حتّى ديهى قتل با دو شاهد عادل ثابت مىشود ولى يك كلمه سخن با هفتاد نفر ثابت نمىشود ! !
معيارهاى اخلاقى در فقه امام جعفر صادق ( ع ) ( قيم أخلاقية في فقه الإمام جعفر الصادق ع ) ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٦٠