من افرادى را مىشناسم كه هرگز در مورد كسى احتمال نمىدهند كه از روى صدق و صفا سخنى بگويد ، زيرا خود هرگز سخنى از روى صدق و صفا بر زبان نياورند و لذا بر ديگران نيز گمان نمىبرند كه از روى صفا و وفا سخنى گفته باشند ، اگر چه دلايل كافى بر حسن نيّت آنها موجود باشد .
آوردهاند كه مردى نبّاش بود ، قبرها را نبش مىكرد و كفن مردگان را مىدزديد ، هنگامى كه مرگش فرا رسيد به اولادش وصيّت كرد كه پس از مرگ او جنازهاش را بسوزانند تا نبّاش ديگرى براى دزديدن كفنش قبر او را نبش نكند ، چنان كه او با ديگران رفتار مىكرد .
اما اظهار نظر كردن برطبق اميال مشورتكننده ، خيانت بر بشريّت است ، زيرا هركس در برابر اشتباه ديگران سكوت كند و آنان را بر اشتباه خود واقف نسازد ، و در مواردى كه اميد خير و هدايت است ديگران را به راه صحيح رهنمون نشود به جامعهى بشرى خيانت ورزيده است .
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد :
( من راى اخاه على امر يكرهه فلم يردعه عنه ، و هو قادر عليه ، فقد خانه ) ؛
« كسى كه برادر ايمانىاش را ببيند كه كارى انجام مىدهد كه او ناخوش دارد ، پس او را از آن باز ندارد . درحالىكه بر آن قدرت دارد ، به او خيانت ورزيده است . »
و سپس افزود :
معيارهاى اخلاقى در فقه امام جعفر صادق ( ع ) ( قيم أخلاقية في فقه الإمام جعفر الصادق ع ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص١٣١