امير مؤمنان عليه السّلام با معاويه تبهكار مىجنگيد فرمود :
« و اللّه لو ضربونا حتّى يبلغوا بناسعفات هجر لعلمنا انّا على حقّ و انّهم على باطل » « 1 » ؛
« اگر ما را آنقدر بزنند كه تا نخلستانهاى مدينه عقب برانند ، باز هم مىدانيم كه ما بر حق ، و آنها بر باطل هستند . »
از روزى كه اين جمله را خواندهام هرگز آن را فراموش نكردهام ، و هرگز جملهاى از جملاتى كه شنيدهام و يا خواندهام اينچنين در اعماق دلم تأثير نكرده است .
براى عمّار همه چيز فراهم بود ، اگر حق بود ، براى او هرگز مهم نبود كه بر دشمن چيره شود يا نشود ، آنچه برايش مهم بود اين بود كه هرگز از حقّ و حقيقت جدا نشود .
او مىدانست كه پيروز كسى است كه دين و ايمانش محفوظ باشد ، امّا زندگى چيز زودگذرى است كه سرانجام از انسان جدا خواهد شد اگرچه طول بكشد .
معاويه به امير مؤمنان نامهاى نوشت و در آن ، امام را نكوهش كرد كه « همانند شتر مهار شدهاى آن حضرت را كشيدند تا بيعت نمايد . »
امام عليه السّلام در پاسخ آن نوشت :
( قلت : انّى كنت اقاد كما يقاد الجمل المخشوش حتّى ابايع ، و لعمر اللّه لقد اردت ان تذمّ فمدحت ، و ان تفضح فافتضحت ، و ما
هامش
( 1 ) - سعفات به معنى نخلستان و هجر اشاره به مدينه است ( مجمع البحرين ، ج 5 ، ص 71 )