سازند ، هرچند من كمتر بدان عظمت و جلال ملى كه متعلق به دوران شكوهمندى ايران است ، و در تخت جمشيد با همهء ويرانيش هويداست ، برخورد كردم .
چون از نظرگاه تاريخ نگاه كنيم تهران را مىتوان وارث افتخارات باستانى پازارگاد و تخت جمشيد و جانشين مقام والايى دانست كه تا چند قرن قبل از آن شيراز و اصفهان واجد بودند . با قدرت يافتن تهران ماد يك بار ديگر تفوق خود را كه در زمان كوروش در برابر پارس از دست داده بود باز يافت ، زيرا پايتخت جديد در جايى قرار گرفته است كه تقريبا با شهر باستانى رگا ( در اوستا رگها ) ، رى امروزى ، كه در افتخارات باستانى اكباتان در تفوق بر ايران شريك است ، يكى است . با وجود اين ، اگر از نظر مقايسه نگاه كنيم تهران شهر جديدى است ، شهرى كه كمتر از هفتصد سال پيش ، مقارن ايامى كه رگا يا « رى » به دست فراموشى سپرده مىشد ، قدم به هستى گذاشت . در حقيقت ، رسيدن تهران به مرتبهء پايتختى از 1788 ميلادى ( - 1203 هجرى ) ، با روى كارآمدن سلسلهء قاجار آغاز شد . در اوايل قرن سيزدهم ميلادى ( قرن هفتم هجرى ) تهران چندان بىاهميت بود كه ياقوت از آن اين گونه ياد مىكند :
« قلعهاى است در يك فرسنگى رى » و مىافزايد كه ساكنان آن در خانههايى كه در زير زمين قرار دارد زندگى مىكنند ، و مردمى طاغى هستند و مدام در حالت جنگ مىباشند 1 . اگر تهران در آن زمان شهر بىاهميتى بوده باشد ، بايستى طى چهارصد سال بعد ، چنان كه از روى نوشتههاى سياحان اروپايى كه از آنجا ديدن كردهاند قضاوت مىتوان كرد ، توسعهء فراوان يافته باشد ، و در اواخر قرن هجدهم ميلادى ( قرن دوازدهم هجرى ) به درجهاى از اهميت رسيده باشد كه آغا محمد شاه آن را پايتخت خود قرار دهد و افتخاراتى را كه در نتيجهء غلبه بر سلسلهء زنديه ، كه پايتختشان شيراز بود ، بدست آورده ، بدان ارزانى دارد .
وسعت و ظاهر فعلى شهر بيشتر مديون اقدامات ناصر الدين شاه فقيد است كه پس از مسافرت اولش به فرنگ با شور و شوق به توسعه و زيبا ساختن مقر حكمرانى خويش پرداخت . ديوارهاى قديمى شهر را در بيشتر جاها ويران ساختند . خندقها را پر كردند ، و بارويى جديد كه حدود هزار و ششصد متر بيرون حصار اولى بود ساختند ، و به اين ترتيب مقدار معتنابهى بر محيط شهر افزودند . اين ديوار كه محيط آن بيش از شانزده كيلومتر است ، داراى چندين دروازه است كه مهمترين آنها را با برجهاى پر نقش و نگار و منارههاى درخشانى تزيين كردهاند كه كاشيهاى براق و درخشندهء آنها از دوردستها ديده مىشود .
چون شهر در دشتى شنى و پست افتاده است ، چشمانداز و اشراف ندارد ، اما يك رشته تپه در شمال آن است كه در پشت آنها سلسله جبال البرز با قلهء معظم
سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: فريدون بدره اى
ص٤٧٤