كه در اين فصل در پيش گرفته شده بود در برمىگيرند . اولين گفتار از اصطخرى ، جغرافيدان مسلمان در قرن چهارم هجرى است ، و به شرح زير مىباشد ( چاپ دوخويه ، جلد اول ، 129 - 130 ) :
« راه شيراز به كثه ، حومهء عمدهء يزد ، از طريق خراسان : از شيراز به روستاى زرقان شش فرسخ ، از زرقان به شهر اصطخر شش فرسخ ، از اصطخر به روستاى بير ( بين ، پير ، گيز ) چهار فرسخ ، از بير به كهمند ( كيهنده ، كيهندز ، يا به قرائت اوزلى ، كهندز ) هشت فرسخ ، از كهمند به روستاى بيد ( دهبيد ) هشت فرسخ ، از دهبيد به شهر ابركوه ( ابرقوه ) دوازده فرسخ ، از ابركوه به روستاى الاسد ( دهشير ) سيزده فرسخ ، از ده اسد به روستاى الجوز ( جوز ، الخور ، دهخور ) شش فرسخ ، و از ده الجوز به قلعة المجوس شش فرسخ ، از قلعة المجوس به شهر كثه ، قصبهء عمدهء يزد ، پنج فرسخ « 1 » . »
دومين گفتار ، يادداشت سفر جوزافا باربارو در قرن پانزدهم ميلادى از تخت جمشيد تا يزد است ، و به شرح زير مىباشد :
« از آنجا به مسافت سه روز راه به شهرى مىرسى به نام دهبيد كه در آن مردم به كار كشاورزى و پارچهبافى سرگرمند . به مسافت دو روز راه از اين محل به جايى مىرسى كه نامش زرقان ( ورگرى يا ورگن ) است كه در روزگار گذشته شهرى بزرگ و زيبا بوده است اما اكنون بيش از هزار خانه ندارد ، و در اين شهر نيز مردم به زرگرى و بافندگى اشتغال دارند . به مسافت چهار روز از آن محل به شهرى مىرسى كه شوشتر خوانده مىشود ، و چون راه خود را دنبال كنى پس از سه روز به شهرى ديگر مىرسى به نام تفت كه به مسافت يك روز راه از آنجا شهر يزد قرار دارد و پيش از اين دربارهء آن سخن گفتهام « 2 » . »
هامش
( 1 ) . عين نوشتهء اصطخرى در مسالك الممالك به شرح زير است :
و الطريق من شيراز الى كثه حومة يزد : و هو طريق خراسان فمن شيراز الى الزرقان قرية 6 فراسخ ، و من الزرقان الى اصطخر مدينة 6 فراسخ ، و من اصطخر الى بير قرية 4 فراسخ ، و من بير الى كهمند قرية 8 فراسخ ، و من كهمند الى قرية بيد 8 فراسخ ، و من قرية بيد الى ابرقوه مدينة 12 فرسخا ، و من ابرقوه الى قرية الاسد 13 فرسخا ، و من قرية الاسد الى قرية الجوز 6 فراسخ ، و من قرية الجوز الى قلعة المجوس قرية 6 فراسخ ، و من قلعة المجوس الى مدينة كثه حومة يزد 5 فراسخ .
( 2 ) . نقل از « سفرنامههاى ونيزيان در ايران » . ص 90 ، از انتشارات شركت سهامى انتشارات خوارزمى .