تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
كه آمده است ، ولى با آنكه خواندنش دشوار است صحيح مىباشد . قسمت آخر واژهء
daus ? t
خيلى كم مشهود است ، اما از روى اثراتى كه بر سنگ باقى مانده ، مىشود آن را خواند .
avaiy
دوم ناخواناست . كلمهء مطول
ahifras ? t diy
« صحيح ، ولى خواندن بخشى از آن دشوار است . » كلمهء
pars
كه فعل امر است ، « تقريبا غير قابل خواندن » است . بهستان ، ستون 4 ، سطرهاى 71 ، 73 ، كلمهء
vikan hy
: همچنان كه هست « با حرف
K
بهتر است تا با حرف
s
. » بهستان ، ستون 4 ، سطر 76 ،
avataiy auramazd
: كلمهء نخست صحيح ، اما ناخواناست . كلمهء دوم كه نام اهورامزدا ، خداى ايرانيان باستان باشد ، از روى اثراتى كه بر سنگ مانده قابل استنتاج است . در مورد كلمهء
maz nam ( ? )
كه وايسباخ و بانگ داده‌اند ، و اوپرت به جاى آن كلمهء
vazrakam
را پيشنهاد كرده است ( رجوع كنيد به گفتار فوى در نشريهء تحقيقات زبانشناسى مقايسه‌اى 35 . 47 ؛ 37 . 558 ) من بالاى آن نوشته‌ام « غير قابل خواندن است . » بهستان ، ستون 4 ، سطر 77 :
dis ?
[
i
]
vikan h
: حرف
K
در اين كلمه كاملا روشن است و « بهتر است به همين صورت قرائت شود . » حرف [
i
] « در سنگنبشته از قلم افتاده است . » در اين هنگام ، آفتاب مغرب - زيرا در ايران آدمى ياد مىگيرد كه بايد با آفتاب زندگى كند - مرا هشدار داد كه بايد براى آخرين بار از آن صخرهء مرتفع فرود آيم ، و براى مسافرت به جنوب ايران بار ديگر راه همدان در پيش گيرم . چندان ميلى به رفتن نداشتم . اما چاره‌اى نبود ، اگر مىخواستم نقشهء خود را براى ديدن اصفهان ، تخت جمشيد ، و شيراز عملى سازم و به ديدار زرتشتيان يزد بروم و آنگاه رهسپار پايتخت گردم و از آنجا به مرو ، بخارا ، و سمرقند بار سفر بندم مىبايست دل از بهستان بركنم و راه سفر در پيش گيرم . چون از كوه فرود آمدم و پايم به دشت رسيد فرصت مناسبى يافتم كه اهالى آنجا را به حفظ آن سنگنبشتهء گرانبها برانگيزم ، و از بركات خداوندى - كه داريوش شاه در آن كتيبه براى كسانى كه در حفظ آن بكوشند ياد كرده آگاهشان سازم ، و از لعن و نفرينى كه براى خراب‌كنندگان آن از خداى بزرگ طلبيده است برحذرشان دارم . قبل از آنكه بهستان را ترك گويم به بررسى حجاريى پارتى و از شكل افتاده كه در سمت راست راه صعود به كتيبهء داريوش ، بر طاقنمايى در دامنهء صخره قرار داشت پرداختم . اين نقش برجسته تقريبا به كلى از بين رفته است ، اما در اصل پيروزى پادشاه پارت گودرز ( 46 - 51 بعد از مسيح ) را بر رقيبش مهرداد نشان مىداده