همچنانكه كنار طاقنما ايستاده بوديم و در جهت دهكدهء بيستون به دشت مىنگريستيم ، مىتوانستيم بهطور وضوح جايگاهى را كه زمانى مىبايست در آنجا بنايى باستانى برپا بوده باشد ببينيم ، و اين مطلب كاملا از آثار ديوارهاى آن هويدا بود . اهالى ، آنجا را « گاه كيخسرو » مىناميدند ، و احتمال دارد كه خسرو پرويز ، شاهنشاه ساسانى ، زمانى در آنجا كاخى تابستانى داشته است ، زيرا آن نواحى از مناطق مورد نظر آن پادشاه بوده و نام وى در اماكن چندى در آن ناحيه به طرق مختلف بر جاى مانده است .
در بيستون اثر باستانى ديگرى نيز هست كه چون در تمام كتابهايى كه براى راهنمايى بدانها مراجعه كردم شرحى دربارهء آن نديدم . به توصيفش مىپردازم .
اهالى اين اثر را به خوبى مىشناسند ، ولى از نظر سياحان به دور مانده است . وقتى كه من از راهنمايانم پرسيدم كه آيا مجسمه و نقشى غير از آنها كه بررسى كردم در آن حوالى وجود دارد يا نه ، به من گفتند كه در دامنهء راست كوه ، در نقطهاى كه چندان از محلى كه طاقنماى گودرز كنده شده است دور نيست ، تختهسنگ بزرگى هست كه بر آن نقشهايى كنده شده است . آنها جهت را نشان دادند و مرا به سوى مقصد راهنمايى كردند . پوزهء كوه را دور زديم و آنگاه از شيب ملايمى بالا رفتيم تا به جايى رسيديم كه تختهسنگ عظيمى بر پاى ايستاده بود كه حدود سه متر ارتفاع داشت و اندازهء محيطش به شش متر مىرسيد ، و در سه جانب آن پيكرههايى به اندازهء طبيعى و با برجستگى كم حجارى شده بود . چون دير وقت بود و نمىتوانستم عكس بگيرم يادداشتهاى دقيق و مفصلى دربارهء آن مجسمهها برداشتم ، و در اينجا نيز مشروحتر از موارد ديگر به توصيف آنها مىپردازم .
پيكرهء وسط كه روى به طرف معبر صعودى طبيعى كوه دارد ، مردى است با ريش كه سبيل و گيسوانش بهطور مشخص نموده شده است و كلاه مدورى بر سر دارد . پوشش چسبان بالاتنه و نيم قباى روى آن تزيينى ندارد ، اما كمربندى بر ميان و گردنبندى بر گردن دارد ، زيرا پنج حلقه رشتهء آن به خوبى هويداست . با دست چپ جامى گرفته است و دست راست را بر فراز ستون كوتاهى كه بايد آتشدانى باشد دراز كرده است ، و چيزى كه من در نيافتم چيست ولى احتمالا با نياز و خيرات مذهبى ربطى دارد ، بدست گرفته است . ساقهاى پاى مجسمه ، كه بسيار فربه حجارى شده ، دور از هم قرار گرفته است ، گويى در حال راه رفتن است ، و زره ساقپوشى ، يا پوششى با خطوط گردى مانند ساقپوش كريكت « 1 » بازان امروز ، آنها را پوشانده
هامش
( 1 ) .cricket. بازى ورزشى ملى و تابستانى در انگلستان ، كه از قرون وسطى سابقه دارد ، و در امريكا ، استراليا ، افريقاى جنوبى ، زلند جديد ، و هند نيز مورد توجه است ، و در آن دو دستهء يازده نفرى با توپ و دولك شركت مىكنند . م