است . مهرداد نيز شاهزادهاى پارتى بود كه در دربار كلاوديوس « 1 » ، امپراتور روم ، پرورش يافت ، و آنگاه براى تصاحب تاج و تخت شاهنشاهى پارت به ايران لشكر كشيد ، اما توفيقى نيافت . كتيبهاى به زبان يونانى كه به شيوهء شاهان يوناندوست پارتى نوشته شده است . نام اين دو پادشاه پارتى را در بر دارد ، يا اگر درستتر بگوييم در برداشته است . عبارات كتيبه چنين بوده است : « مهرداد پارسى . . . گودرز ، شاه شاهان ، پسر گيو » ؛ اما اكنون نامها به كلى محو شده است ، به استثناى نام گودرز
TAPZHC
كه هنوز بهطور وضوح قابل خواندن است . بيشترين قسمت حجارى در حدود يك صد سال قبل در نتيجهء نوعى وحشيگرى و شهوت به ويران كردن آثار هنرى از ميان رفته است . بدين گونه كه يكى از امراى ايرانى به نام شيخ على خان زنگنه « 2 » دستور داده است كه درست در وسط حجارى ، طاقنمايى احداث كنند تا كتيبهاى به خط عربى در آن بنويساند كه حاكى از وقف در آمد و عايدات دو دهكده براى مخارج و نگهدارى كاروانسرايى باشد كه در بيستون ساخته است . متأسفيم كه عمل سخاوتمندانهء او به بهاى خراب شدن يكى از حجاريهاى برجستهء تاريخى تمام شده است 15 . عوامل جوى نيز به خرابى نقش برجسته كه در اصل خشن و نابهنجار حجارى شده بود كمك كرده است ، ولى هنوز چون آدمى رو به طاقنما بايستد مىتواند دو پيكرهء پهلوانى را در طرف چپ و طرح پيكرهء ثالثى را در سمت راست تشخيص دهد . در بالاى قسمت اخير زمانى دو حجارى كوچك از دو پهلوان سوار وجود داشته است كه مسلح به نيزه هستند و يكى ديگرى را تعقيب مىكند . در بالاى سر اين سواران فرشتهاى در حالت پرواز است كه حلقهء گل پيروزى در دست دارد 16 . اين حجاريها نزاع بين مهرداد و گودرز را مجسم مىساختهاند ، ولى اكنون پيكرهها از شكل افتادهاند ، و من چيزى از حجارى بر روى هم در نيافتم ، هرچند اين امر بستگى به وضعيت نور هنگام بررسى آن نيز دارد 17 .
هامش
( 1 ) .Claudius( 10 ق . م - 54 ) ، معروف به كلاوديوس اول ، امپراتور ( 41 - 54 ) روم . در عهد وى امپراتورى روم استحكام و توسعه يافت . در بريتانيا پياده شد ، و آنجا را جزو متصرفات روم ساخت ، به دست زنش ، آگريپينا ، مسموم شد . م
( 2 ) . از امرا و رجال عهد صفويه و وزير شاه سليمان اول صفوى است . نخست سمت مير آخورى داشت ، و بعدا به وزارت رسيد ( 1079 ه . ق ) . مردى جدى و سختكوش بود ، و امور كشور را منظم ساخت . در تعظيم فقرا و علما مىكوشيد . گويند شبها غالبا با لباس مبدل ، در شهر گردش مىكرد تا از وضع زندگى مردم با خبر باشد . م