كمتر مشخص است ، و چون بر اثر جريان آب ساييده شود ، چنان كه اين كلمه شده است ، به زحمت اثر آن باقى مىماند . در نتيجه اين ترديد براى انسان حاصل مىشود كه آيا اثر بازمانده به راستى جاى يك ميخ است يا اثرى است تصادفى كه به علت رنگ قهوهاى خال خال و خلل و فرج ناشى از جريان آب چنان به چشم مىآيد . اما در نتيجهء مراجعات مكرر تقريبا براى من يقين حاصل شد كه حدس فوى صحيح است و قرائت درست
r
است نه
b
. از مقايسهء آن با
« r »
هاى ديگر كتيبه كه آب آنها را خراب كرده بود ، نيز همين نتيجه به دست من آمد . ازاينروى معتقدم كه بايد به تبعيت از فوى كلمه را
ar ? s ? t ? am ?
، يعنى
rs ? t m
به جاى
rs ? t tam
قرائت كرد كه معناى آن « ارشتات ، درستى ، راستى » است و بايد به فوى از صميم قلب به خاطر حدس صائبش تبريك گفت 13 . در عين حال لازم مىدانم خاطر - نشان سازم كه بايد در حدسيات بيشتر جانب احتياط را نگهداشت . روزهايى كه بر لبهء كتيبهء بهستان گذراندم ، مرا بيشتر از پيش محافظهكار و محتاط گردانيد كه در موارد مشكوك بايد به متن راولينسن اعتماد كرد ، مگر وقتى كه خود متن در روى صخره مورد مطالعه قرار گيرد .
اما در مورد كلمات آغاز سطر بعد كه به تفاوت
m m naiy
يا
yam naiy
و غيره خوانده شده است ، بايد اعتراف كنم كه در وهلهء نخست قسمت دوم كلمه را
naiy
قرائت كردم و در متن حرفنويسى شدهاى نيز كه با خود داشتم نوشتم كه با قرائت
naiy
موافق هستم . اما با بررسى مجدد قسمت خراب شدهء اين جزء ، چنين يادداشت كردم : « بعوض
yam naiy
كلمه بيشتر مانند يك كلمهء دراز است كه به جزء
- h ? iy
يا
- j ? ? iy
ختم مىشود ، و البته صورت
- h ? iy
بيشتر مناسبت دارد و واضحتر به نظر مىرسد . » بعد دوباره افزودم « به هيچ وجه شبيه
naiy
نيست . » اين امر قرائت كلمه را به صورت
naiy
براى لحظهاى نامطمئن مىسازد .
چون به امريكا برگشتم و به پيشنويسهاى راولينسن از حروف ميخى دسترسى يافتم با كمال خوشوقتى ديدم كه او نيز كلمه را
- h ? iy
خوانده است ؛ و نيز چنان كه از اين ضبط
y ? . . . t ? h ? iy ?
او برمىآيد ، لابد آن را جزئى از كلمهاى دراز پنداشته است . مع هذا راولينسن در تجديد نظر خود از متن ( بنگريد به تكملهء او در مجلهء انجمن شاهى آسيايى ، شمارهء 12 ، صفحهء هشت ) ، عبارت را به اين صورت :
up ? r ? iy ? m ? am ? n ? iy ?
داده است ، و علامت واژه جداكن را درست پيش از كلمهء
m m
گذاشته است ؛ و شپيگل و ديگران همين قرائت را مأخذ كار خود قرار دادهاند . واقع امر هرطور باشد ، يقين است كه ترجمهء عيلامى با قرائت كلمه به صورت
naiy
موافقت دارد ، زيرا در عيلامى ، چنان كه من از مراجعهء به متن دريافتم ، معادل آن كماكان حرف نفى
inne
است .