سبك حروف ميخى كتيبهء بهستان با حروف نسبتا درشتتر كتيبههاى گنجنامه - ( منظور كتيبهء داريوش و كتيبهء خشايارشا در كوه الوند است ) كه هفتهء قبل در همدان به بررسى آن پرداخته بودم - جالب توجه بود . در الوند فاصلهء ميان سطور كتيبه چهار اينچ ( - 16 / 10 سانتيمتر ) و ارتفاع متوسط حروف نزديك به سه اينچ ( - 62 / 7 سانتيمتر ) بود . در بهستان كه ، بر اثر طولانى بودن كتيبه صرفهجويى در جا ضرورت داشته است ، فاصلهء سطرها حدود اينچ ( - 42 ميليمتر ) ، و اندازهء حروف كه بسيار روشن و نمايان حك شدهاند اينچ ( - 32 ميليمتر ) است . شلاك « 1 » يا ورنى « 2 » قهوهاى رنگى حروف را نمايانتر جلوهگر مىسازد ، و به تمام كتيبه پرداخت زيبايى مىدهد - اگرچه من اثرى از پوستههاى سيمانى « 3 » كه راولينسن مىگويد بر روى لبهء باريك ريخته است نديدم ؛ و نيز اثرى مشاهده نكردم كه نشان دهد حروف به علت وجود اين اندود ، كه به رغم از هم پاشيدگى سطح كوه در برابر آب ايستادگى كرده است ، سالم مانده باشد 7 اما ممكن است اين خود دليل ديگرى باشد بر اينكه صخرهء بهستان از زمان راولينسن تاكنون صدمهء بسيار ديده است . اميد است كه دومرگان « 4 » بتواند قالبى از تمام كتيبه تهيه كند ، زيرا وقتى در ايران بودم شنيدم كه يكى از هدفهاى هيئت اكتشافى او همين بوده است .
كوشش من براى اثربردارى از چند كلمه با شكست مواجه شد ، اين امر تا حدى معلول وزش باد در چهار روزى بود كه من در روى لبهء كتيبهها به كار اشتغال
هامش
( 1 ) .shellac، محلول لاك در الكل يا استون است . عملا اين نام بيشتر به خود مادهء رزينى يعنى لاك اطلاق مىشود . اگر آن را روى سطحى بمالند ، پس از تبخير حلال ، غلاف سختى بر روى آن باقى مىماند . م
( 2 ) .varnish، محلول صمغ يا رزينهاى طبيعى يا مصنوعى در روغن يا حلالى فرار ، كه در معرض هوا خشك مىشود و پردهاى سخت و نازك و معمولا براق تشكيل مىدهد . م
( 3 ) . لفظ سيمان در اينجا به معناى كلى آن به كار رفته است كه اطلاق مىشود بر هر يك از مواد گوناگونى كه براى چسباندن مواد مختلف به كار مىرود ، و بدين معنى آسفالت ، بطانهها ، لحيم ، گل رس ، ملاط آهك و گچ ، و جز اينها را شامل مىشود . م
( 4 ) .Morgan( 1857 - 1924 ) ، باستانشناس فرانسوى . در 1889 ، از طرف دولت فرانسه ، براى انجام تحقيقات باستانشناسى به ايران آمد ، سه سال ( 1889 - 91 ) در ايران ماند ، و نتيجهء تحقيقات خود را در 5 كتاب ( 9 مجلد ) منتشر كرد . در 1897 مجددا به رياست هيئتى به ايران آمد و تا 1908 در شوش مشغول كاوش بود .
سفرنامهاش به فارسى ترجمه شده است . م