بود ؛ زيرا با اينكه يك هفته از ماه آوريل مىگذشت ، برف سنگينى راهها را پوشانده بود ، و نهرهايى كه در جلگه و در دامنهء تپهها روان بود طغيان كرده بود ، و عبور كردن از آنها بسيار مشكل بود . كسان و اسبان من رنج راه را در اين دوازده روز به خوبى تحمل كرده بودند . اما راهنماى من لطف اللّه مرا به دردسر افكنده بود . دو روز قبل او را در بيجار « 1 » اجير كرده بودم تا گذشته از راهنمايى نگهبان من باشد ، زيرا مراسم عزادارى محرم به اوج خود رسيده بود ، و در اين موقع جان افراد مسيحى در پارهاى از دههايى كه مأواى مردم متعصب است ايمن نيست . در اين هنگام است كه شيعيان مسلمان در عزاى حسين دستخوش شور و هيجان مذهبى مىشوند ، و خود را با شمشير و قمه و سنگهاى تيز زجر مىدهند و اسير حالتى مىگردند كه بايد بدان ماليخولياى مقدس نام نهاد . كار لطف اللّه به عنوان راهنما هيچ رضايت بخش نبود ، و روز آخر چنان به اسب خود بيرحمى و از فرمان من سرپيچى كرد كه ناگزير متوسل به زور شدم و او را از حياط كاروانسرا بيرون راندم و او در بيرون در كاروانسرا موضع گرفت و قهركنان با حالى تهديدآميز در كنجى با تفنگ خود كمين كرده بود و منتظر بود كه من از كاروانسرا بيرون آيم . دانستم كه جاى درنگ نيست پس بر اسب خود جستم و از در كاروانسرا بيرون آمدم . لحظهاى مردد ماند و با نگاهى خشمناك تهديدكنان به من نگريست . سپس ناگهان چهرهاش دگرگون شد و خشم خود را فرو خورد و آهسته به نزد من آمد ، و از آن پس مطيع و منقاد و فدايى من شد ، و خدمتكارى چنان سودمند از كار در آمد كه من چندين روز بيش از آنچه براستى به او نياز داشتم ، وى را در خدمت خود نگاه داشتم .
جلگهاى كه راه همدان از آن مىگذرد و از شمال بدان مىپيوندد رفتهرفته آثار فصل بهار را نشان مىداد و بر خاك تيرهء نمناك غبارى از سبزه نشسته بود . باغها و چمنزارها رنگ و بويى يافته بود و درختان بيد با ساقههاى ارغوانى نظير آنچه در سايه روشنهاى تابلوهاى نقاشان امپرسيونيست « 2 » ديدهام ، خبر مىداد كه روزهاى آفتابى فرا رسيده است . نور گرفتهء غبار آلودى ، حرارتى ملايم بر زمين پخش مىكرد و بر هر چه در پيرامون ما قرار داشت سحر و افسون مىدميد ، و در اين دم بود كه
هامش
( 1 ) . شهر و شهرستانى در شمال شرقى استان كردستان ، شهر بيجار در ارتفاع 920 ، 1 مترى قرار گرفته و مرتفعترين شهر ايران محسوب مىشود . م
( 2 ) .impressionist، پيروان مكتب امپرسيونيسم . امپرسيونيسم نهضتى است در نقاشى ، كه در قرن نوزدهم به منظور آزاد كردن اين هنر از قيد قوانين جزمى نقاشى كلاسيك در فرانسه به وجود آمد . پيروان اين نهضت ، چون قالبهاى كهن را براى بيان يافتههاى تازهء خود كافى نمىديدند ، روى به القائات جهان پهناورى آوردند كه بر آن دست يافته بودند . م