تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه جكسن ( ايران در گذشته وحال ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
« برگرد ديوارهاى همدان باغهاى پرشكوفه دامن كشيده‌اند ؛ تاكستانها غرقه در رنگ ارغوانند ، جويبارهاى نغمه‌ساز ، خرم و سرخوش مىگريزند ، اما آنهمه فر و شكوهى كه خدايگان مقدونيه ديده بود پيش از آنكه وى برگرد ديوارهاى همدان در عيش و كامجويى بكوشد و چون باكوس « 1 » به باده‌گسارى نشيند رخت به ديار نيستى كشيده است » كلينتن سكالرد « 2 » ، بر گرد ديوارهاى همدان « 3 » .

همدان ، اكباتانهء ( هگمتانهء « 4 » ) باستانى 12

چهار روز سوارى از تخت سليمان به مقصد همدان ، آن هم روزى دوازده ساعت به اجبار بر زين نشستن ، خسته كننده بود . نخستين شب را در دهكدهء كوچك ناصرآباد در كومه‌اى گلى كه سقف آن مزين به جمجمهء اسبى بود گذرانديم . ظاهرا اين كلهء اسب كار طلسم خواب‌آور را مىكرد ، زيرا من در آنجا آسوده خفتم . نزديك شامگاه روز دوم در باب روشنى « دروازهء روشنى » رحل اقامت افكنديم ، و اين اسم هنگام غروب كه در آنجا فرود مىآمديم با مسما مىنمود ، زيرا خورشيد كه مىخواست دروازهء روز را ببندد دهكده را غرق در انوار زرين خود كرده بود . سومين منزل ما گل‌تپه « 5 » بود كه در آنجا شب را به ناراحتى گذراندم . اما سپيده‌دم آماده بودم كه هرچه زودتر به سوى همدان حركت كنم . از آنهمه مراحل دشوارى كه از اروميه 564 كيلومتر راه را در برمىگرفت ، و از كوههاى بلند پوشيده از برف مىگذشت ، اين بازپسين مرحله از همه مشكلتر
هامش
( 1 ) .Bacchus، در اساطير يونان و روم ، خداى شراب ؛ همان است كه يونانيان آن را ديونوسوس هم گفته‌اند . م ( 2 ) .Scollard( 1860 - 1932 ) ، شاعر و نويسندهء امريكايى ، استاد ادبيات انگليسى در دانشكدهء هميلتن ، كه داراى آثار متعددى است . م ( 3 ) .Round the Walls of Hamadan( 4 ) . نويسندگان مغرب زمين ، و از جمله نويسندهء اين كتاب ، در همه جا به جاى هگمتانه اصطلاح يونانى اكباتان يا اكباتانا( Ecbatana )را به كار مىبرند . ما در اينجا « هگمتانه » را نيز در متن گذاشته‌ايم . م ( 5 ) . اكنون دهى است از دهستان خدابنده‌لو ، شهرستان قروه ، سر راه شوسهء بيجار به همدان . م