تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
به خوبى پذيرايى و كنيزكى به عنوان هديه به آنان داده شد . زمانى كه اسماعيل سرگرم اين عيش و نوشها بود خبر رسيد كه ازبكان يعنى پيروان خان تاتار سرزمين يزد « 1 » را گرفته‌اند . پس بر آن شد كه بيدرنگ به جنگ او رود . ازاين‌رو دست به كار ستيزه و پيكار شد و به گرد كردن لشكر پرداخت و به همه بزرگان كشور فرمان داد كه همهء اتباع خود را جمع كنند و در طى مدت جنگ همراه خود دارند . بدين‌گونه از هرجا نيروى كافى براى رويارو شدن با ياشيلباش « 2 » فراهم آمد . لازم بود كه لشكرى جرار آمادهء پيكار شود زيرا شاه تاتار سلطانى قهار بود . من در اول ماه مه 1520 م . « 3 » [ 927 ه . ق . ] در حين آن لشكركشى تبريز را ترك گفتم و راه حلب در پيش گرفتم و با اينكه پاره‌اى از همسفرانم مردمى خطرناك بودند به فضل الهى در دوم ژوئيهء 1520 م . « 4 » به بيره فرود آمدم .
هامش
( 1 ) . در متن گستىGestiو در حاشيه يزد . ( 2 ) . در متن يسلباس و در حاشيهء گرى شيبانى خان . دربارهء شرح زندگانى و مرگ او ، رك : تاريخ بخارا ، تأليف وامبرى :M . Vamber's History of Bokhara( 3 ) . نبرد مرو در 1514 م . [ 920 ه . ق . ] روى داد . ( 4 ) . بازرگان ونيزى از تاخت‌وتاز تركان عثمانى به ايران كه در زمان سلطان سليم و به سال 1514 [ 920 ه ] روى داد چيزى نگفته است ، حال آنكه اگر او چنان كه نوشته است تا سال 1520 م . [ 928 ه . ق . ] در تبريز بسر برده باشد بايد آن واقعه نظرش را جلب كرده باشد .