تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
سه پسر شيخ حيدر چون خبر مرگ پدر را مىشنوند هريك به سويى مىگريزد : يكى از ايشان به نام اسماعيل به جزيره‌اى فرار مىكند كه ساكنانش ارمنيان مسيحيند و در آنجا كشيشى ارمنى تورات و انجيل به او تعليم مىدهد . از آنجا به گيلان مىرود و به خونخواهى پدر كمر مىبندد و به گرفتن دژ محمودآباد كامياب مىشود ، پس از غارت كردن آن دژ ، همهء غنايم را به پيروانش مىبخشد . ازاين‌رو بسيارى از مردم زير درفش او گرد مىآيند و به طيب خاطر به صفوىگرى « 1 » مىگرايند .

[ فصل سيزده ] 13

همين‌كه خبر قتل شيخ حيدر به اردبيل رسيد ، كه زن و شش فرزندش در آنجا مىزيستند ، هر سه پسر او گريختند : يكى به آناطولى رفت ، و ديگرى به حلب و سومى به جزيره‌اى كه چنان‌كه پيش از اين گفته‌ام در درياچهء وان يا وسطان « 2 » واقع است ؛ شهرى كه مردمانش ارمنيان مسيحيند ، و در آن درياچه قرار دارد . در اينجا بود كه پسرش به نام اسماعيل كه جوانى نجيب و تقريبا سيزده چهارده‌ساله بود مدت چهار سال در خانهء يكى از آباء كليسا يا كشيشان ماند ، كه اين كشيش اندكى با دانش اخترشمارى آشنايى داشت و به مدد آن دريافته بود كه اسماعيل روزى سرورى ارجمند خواهد شد . ازاين‌رو در حق او مراقبت و مهربانى بخصوص مىكرد ، و آيين پاك ما و تورات و انجيل را به وى مىآموخت و بيهودگى و ميان‌تهى بودن دين اسلام را به وى نشان داد . « 3 » پس از چهار سال اسماعيل بر آن شد كه آرمناك « 4 » را ترك گويد و به گيلان رود و در آنجا يك سال نزد زرگرى « 5 » بسر برد كه يكى از دوستان گرامى پدرش بود ، و زرگر وى را با مراقبت و حرمت فراوان در نهانخانه
هامش
( 1 ) .Suffaveism( 2 ) . مراد جزيرهء آك‌تامار [ - آق‌تمر ]Ak Tamarمركز جاثليقهاى ارمنى است . ( 3 ) . اقدامات بعدى شاه اسماعيل در ترويج و در صورت لزوم تحميل مذهب شيعه نشان داد كه اين « شاگرد » تا چه حد تحت تأثير تعليمات استاد سابق خود يعنى آن كشيش ارمنى قرار گرفته بود ! - م . ( 4 ) . در متنArminyو در حاشيهء گرىArminig. ر . ك . ص . 399 . ( 5 ) . گرى در حاشيه نام اين مرد را پيرخالPyrcallنوشته است .