تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
شيخ حيدر رئيس صفويان با سركردهء سپاه الوند مىجنگد و سركرده شكست مىخورد و زندانى مىشود . سرش را مىبرند و به تبريز نزد شاه مىبرند و به فرمان او پيش سگان مىافكنند .

[ فصل دوازده ] 12

در زمان فرمانروايى الوند [ بيگ ] در شهرى كه به مسافت چهار روز راه در مشرق تبريز قرار دارد بزرگى مىزيست كه مقامى برابر با مقام كنت داشت . نامش شيخ حيدر بود ؛ از پيروان نحله يا فرقه‌اى به نام صوفى كه همكيشانش وى را چون قديسان مىپرستيدند و مانند رئيسى از او اطاعت مىكردند . جماعتى از اين فرقه در نقاط مختلف ايران و آناطولى و قره‌مان بسر مىبرند و اين قوم در حق شيخ حيدر كه يكى از مردم شهر اردبيل بود حرمت فراوان بجاى مىآوردند . حيدر در اردبيل بسيارى از مردم را به آيين صفويان درآورده بود . براستى وى در حكم رئيس كل راهبان بود . از دختر حسن بيگ « 1 » شش فرزند داشت ؛ سه پسر و سه دختر . از مسيحيان نيز سخت نفرت داشت . كرارا با پيروان خود در سرزمين چركسها تاخت و تاز مىكرد و آن ديار را به باد غارت مىگرفت و در بازگشت ، بندگان بسيار و غنايم فراوان برمىگرفت و با مسرتى عظيم به اردبيل مىآمد . چون الوند سلطان به تخت ملك نشست شيخ حيدر خواست سفر جنگى معهود را از سر گيرد ، و با ترسايان سرزمين چركسها بستيزد . بدين قصد سپاه خود را گرد كرد و روى به شماخى « 2 » نهاد و هشت روزه به آنجا رسيد . از آنجا راه دربند را در پيش گرفت كه معبرى است براى ورود به سرزمين چركسها . پنج روز در راه بود . الوند سلطان و اميرانش چون شنيدند كه شيخ حيدر با لشكرى از چهار پنج هزار تن از صفويان در سرزمين چركسها
هامش
( 1 ) . مراد مارتا است . ( 2 ) . در متنSumacehiaو در حاشيهء گرى شماخى .