مات نيست بلكه بيشتر از نوع بلور است . گذشته از اين در پرشكوه شاهانه ، راه سنگفرش خوبى ساختهاند كه به كاخ سلطنتى مىانجامد .
در ديگرى كه در سمت مشرق است ، در ميدانى بزرگ قرار دارد و به باغ باز مىشود . اين در درگاهى آجرى به شكل طاق دارد كه ارتفاعش سه يا رد و پهنايش دو يا رد است . خالى از هرگونه تزئينات است و فقط با گچ آن را سفيد كردهاند . در هشتى آن چشمه و حوضى زيبا ديده مىشود . بر فراز اين درگاه بالاخانهاى بزرگ با اتاقهاى بسيار و تالارى سرپوشيده ساختهاند كه مشرف به باغ است . در طرفى كه رو به ميدان است ايوانى گرد ديده مىشود به رنگ سفيد ، چنان سفيد كه از هرچه در عمر خود ديدهام سفيدتر است . هر وقت مراسم جشن در اين ميدان برپا مىشد حسن بيگ با بسيارى از اميران خود به اين عمارت مىآمدند ، و غالبا هنگامى كه سفيران به درگاه اوزون حسن مىآمدند ايشان را در اين ساختمان جاى مىدادند زيرا جايى است بسيار نيكو و داراى اتاقهاى فراوان . فاصلهء اين در از كاخ سلطنتى بيشتر از فاصلهء ديگر درهاست و از اين نقطه منظرهء باشكوه ميدان ديده مىشود با مسجد و بيمارستانى كه در آن ساختهاند ، و پيش از اين نام بردهام . اين مسجد كه سلطان حسن بيگ ساخته است بسيار بزرگ است و داراى اتاقهاى بسيارى است كه با گچ و طلا و نيل آن را تزيين كردهاند .
اين بيمارستان يا « مارستان « 1 » نيز بزرگ و داراى بناهاى بسيار است ؛ حتى داخل آن را زيباتر از مسجد آراستهاند . بسيارى تالارهاى بزرگ دارد كه درازاى هر كدام ده يا رد و پهنايشان چهار يا رد است و هريك را با فرشى كه درست به اندازهء تالار است مفروش كردهاند . ميان مارستان و مسجد فقط ديوارى كشيدهاند و خارج از بيمارستان از يك سو تا سوى ديگر مصطبهاى ساختهاند كه ارتفاعش يك ذراع و پهنايش دو يا رد است . زنجيرى آهنين نيز از يك سو تا سوى ديگر گرداگرد اين مصطبه كشيده بودند تا هيچ اسبى وارد مسجد و بيمارستان و مصطبه نشود . در دوران پادشاهى حسن بيگ و سلطان يعقوب بيش از هزار تن از بينوايان در بيمارستان بسر مىبردند و زنجير را تا زمان مرگ سلطان يعقوب حفظ كرده بودند ، و
هامش
( 1 ) .Moristan