بود ، مردى شايسته و خردمند . عدهء سپاهيان اين ستون چهل هزار تن بود از جمله ، سواران و پيادگان مسلمان . اين ستون ساقهء لشكر سلطان عثمانى بود . بدينگونه سلطان با همهء دربار خود در وسط قرار گرفته بود و چهار ستونى كه پيش از اين ياد كرديم وى را در ميان گرفته بودند . پس فرمان داد كه همهء سپاهيان خيمههايشان را كه عدهء آنها فراوان بود به تناسب درجه و مقام برپا كنند بىآنكه آرايش پيشروى را از دست بدهند يا لشكرهاى خود را ترك گويند . بلكه لشكرها را چنان آرايش دهند و به هم نزديك كنند كه گويى هريك موضعى مستحكم است . اما پيوسته براى آمدوشد سپاهيان در اردو راه بگشايند و در ميان هر ستون فضايى به شكل چهارگوشهء بزرگ ايجاد كنند زيرا هر ستون بازارى براى طعام پخته و علوفه و ديگر وسايل آسايش داشت . از اين گذشته بر هر ستون يساولان « 1 » و دژبانانى گماشته بودند با قدرت تمام تا نظم را در اردو برقرار سازند و از آشفتگى مانع شوند . هريك از آن چهار سردار ناگزير بود كه ديدهبانان و نگهبانانى بر سپاه خود بگمارد . گذشته از اين پنج ستون كه نام برديم ، ستونى ديگر از آقنجيها « 2 » بود ، كه به آنان مزد نمىدهند مگر غنيمتهايى كه در جنگهاى چريكى بچنگ مىآورند . آقنجيها با بقيهء لشكر ، اردو نمىزنند ، بلكه در خاك دشمن از هر سو پيشروى مىكنند و دست به ويرانى و غارتگرى مىگشايند . با اين همه در ميان آنان انضباطى عالى برقرار است ، هم در هنگام غارتگرى و هم در مورد تمام كارهاى مهمى كه بر عهده مىگيرند . عدهء آقنجيها سى هزار تن بود ، همه سوارانى زبده و فرمانده آنان سردارى دلير بود به نام محمودآقا « 3 » .
هامش
( 1 ) .Seneschals( 2 ) . در متنAganziكهگرى در حاشيهAkindjisنوشته است .
( 3 ) .Maumut Aga