تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
سلطان عثمانى مقدمات جنگ را فراهم مىسازد تا به تن خويش به نبرد اوزون حسن برود . در بيان آرايش لشكر او هنگام اردو زدن و در زمان پيشروى .

[ فصل چهار ] 4

سلطان عثمانى پس از آنكه در جنگ پيروز و بر قره‌مان فرمانروا شد چون ديد كه اوزون حسن با يارى كردن به پيراحمد ، با سلطان از در دشمنى درآمده است در سال 1473 م . [ 877 / 878 ه . ق . ] بر آن شد كه به وى نشان دهد كه هيچ ترسى از او ندارد . پيش از اين با اوزون حسن پيكار كرده و اين نكته را به او فهمانده بود ، اما اكنون مىخواست قدم از اين فراتر نهد و طعم قدرت عظيم خود را به او بچشاند . پس در بهار سال ديگر به تمهيد مقدمات جنگ پرداخت تا به تن خويش به جنگ اوزون حسن رود و بدين آهنگ فرمان داد كه سپاهيانى بيشمار گردآورند . چون هنگام كارزار فرارسيد در همان سال با دربار خود از تنگه قسطنطنيه گذشت و به آسيا درآمد . چون به كاپادوكيه رسيد در دشتى نزديك شهر آماسيه كه اقامتگاه بايزيد چلبى « 1 » پسر ارشد سلطان بود توقف كرد . اين دشت غاز - اواشى « 2 » نام دارد كه به زبان ما به معنى « دشت غاز » است و مىتواند توشهء لشكرهاى بزرگ را فراهم آورد و آب و علف به مقدارى عظيم در آنجا بدست مىآيد زيرا در پيرامونش بسيارى شهرها قرار دارد . چون اين شهر بر سر راهى قرار داشت كه سلطان مىخواست بگيرد بر آن شد كه آماسيه را مركز گرد آمدن
هامش
( 1 ) . در متنBaiesi Celebiكه‌گرى در حاشيه بايزيد چلبىBajazet Tchelebeeنوشته است . ( 2 ) . در متنCasouasiكه‌گرى در حاشيه آن را غاز - اواشىKas - Ovashyبه معنى دشت غازGoose's Plainنوشته است .