تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
از كشور خويش شد . در سال 1467 م . [ 871 / 872 ه . ق . ] دو لشكر در ميان قره‌حصار شابين « 1 » و شهرى به نام نيكسار « 2 » روياروى آمدند و گروهى بيشمار از هر دو طرف كشته شد . سرانجام پيراحمد پيروز گرديد و بىهيچ مخالفتى فرمانرواى كشور شد . برادرش كه فرار بر قرار اختيار كرده بود از اسب افتاد و دنده‌هايش شكست و بر اثر آن جان سپرد . با اين همه پيراحمد بيش از دو سال با صلح و صفا بر اريكهء سلطنت مستقر نشد ، زيرا رسم بزرگان آل عثمان بر اين است كه سالى يك‌بار به دستبوس سلطان روند و به نسبت جاه و مال خود تحف و هدايايى به او پيشكش كنند و در اين مراسم ، سلطان ايشان را مىنوازد و خلعتهاى فراوان به اينان مىدهد . پيراحمد بر خلاف ديگران به رعايت اين رسم اعتنايى نكرد و سلطان عثمانى پيام داد كه چون مىخواهد با عيسويان بستيزد با سپاهى به مدد او بيايد . اما پيراحمد فرمان نبرد و سلطان عثمانى از نافرمانيش سخت خشمگين شد و به تن خويش به پيكارش رفت . بخشى از سرزمين او را تا حدود قونيه « 3 » گرفت و پسر دوم خود مصطفى چلبى « 4 » را به اميرى آن سامان گماشت و لشكرى عظيم به او سپرد . يكى از سرداران آزموده‌اش را نيز با سپاهى مأمور تصرف بقيهء آن مرزوبوم كرد . پيراحمد چون ديد كه ايستادگى در برابر لشكر عثمانى بيهوده است سركردگانى بر پاره‌اى از دژها گماشت و كشور خويش را ترك گفت و به ايران نزد شاه حسن بيگ پناه جست . چون به تبريز رسيد مقدمش را گرامى شمردند و خواهش او را كه براى راندن دشمن مدد مىخواست به سمع قبول شنيدند و نيرويى كه شمار سپاهيانش چهل هزار تن بود بسيج كردند . فرمانده اين لشكر يوسف خان « 5 » بود ، مردى سخت‌نامى ، شايسته و دلير كه عمليات جنگى را آغاز كرد و به زودى به شهر توقات « 6 » رسيد ، و همهء آن ديار را طعمهء آتش و شمشير خود كرد . شهركهاى پيرامون آن شهر را سوخت و نخواست
هامش
( 1 ) . در متنCarasarكه‌گرى آن را « قره‌حصار شابين » نوشته و خواننده را به سفرنامهء زنو رجوع داده است . ر . ك . صفحهء 238 . ( 2 ) . در متنAessarكه گرى احتمال مىدهد نيكسارNiksarباشد . ( 3 ) . در متنCognoاست . گرى دربارهء آن مىنويسد : نام شهر « قونيه » است ، اما از متن بيشتر چنين برمىآيد كه نام رودى است ؛ شايد مراد رود ايريس [ قزل‌ايرماق ] باشد . ( 4 ) . در متنCelebiكه‌گرى آن را در حاشيه به صورتTchelebeeآورده است و دربارهء آن نوشته است « چلبى يا بزرگ‌زادهnobleاز عنوانهايى است كه در ميان شاهزادگان عثمانى معمول است » . ( 5 ) . در متن يوسف . ( 6 ) . در متنToccatكه‌گرى آن را در حاشيهTocatنوشته است .