تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
مزارش در آن سامان باقى است . پسر او يعقوب « 1 » يا جووى بيگ « 2 » نزد پدرش حسن بيگ ماند و چون بيست سالى از عمرش گذشت در همان شبى كه پدرش مرد ، به دست سه پسر ديگر حسن بيگ كه از زنى ديگر بودند خفه شد . خواهرانش يكى به نام اليل « 3 » و ديگرى به اسم ازيل « 4 » چون از مرگ برادر آگاه شدند آهنگ گريز كردند ، و پس از بستن بار سفر به حلب و از آنجا به دمشق رفتند . هموطنان ما غالبا ايشان را در آنجا ديده‌اند . هنوز يكى از اين دختران زنده است . برگرديم بر سر كالويوحنا كه خواست دخترش را به عقد حسن بيگ درآورد و از اين راه كشور خود را در برابر دشمن حفظ كند و همچنان فرمانرواى طرابوزان بماند . همين‌قدر بايد بگويم كه پيش از آنكه از اين و آن مدد جويد سلطان عثمانى لشكر به خاك او كشيد و چون كسى به فريادش نرسيد امپراتور بينوا ناگزير خود را به دشمن تسليم كرد . « 5 » پس او را به قسطنطنيه بردند و باحترام با وى رفتار كردند ، اما او سالى نگذشته بود كه در 1462 م . [ 866 / 867 ه . ق . ] درگذشت . « 6 »
هامش
( 1 ) . نام اين پسر " مقصود بيگ " بود ، نه يعقوب . - م . ( 2 ) .Juibic( 3 ) .Eliel( 4 ) .Eziel( 5 ) . آخرين امپراتور طرابوزان داوود كمننوسDavid Comnenusبود . كالويوحنا برادر بزرگترش بود و پيش از حملهء عثمانيها بدرود زندگى گفته بود . - م . « داوود كمننوس به فرمان سلطان محمد فاتح با چند فرزندش يك جا كشته شد . » ( نوايى ) ( 6 ) . طرابوزان را سلطان محمد دوم در 1461 [ 865 / 866 ه ] تسخير كرد .