اما آن كتاب با اينكه چاپ شده ، به جهت طول زمان چنان ناياب شده است كه النادر كالمعدوم . براستى كه كاترينو سابق الذكر يكى از آزادمردان كمنظير و شايستهايست كه در آن روزگار در جمهورى فخيمهء ما وجود داشت . ازاينرو در سال 1471 م .
[ 875 / 876 ه . ق . ] وى را به سفارت در دربار اوزون حسن شاه برگزيدند تا او را به جنگ با عثمانيان برانگيزد . زيرا در آن هنگام جمهورى ونيز با آنان سرگرم جنگى خونين بود . كاترينو مانند يكى از اتباع نيكوى ونيز ، به عشق وطن اين وظيفه را بر عهده گرفت و از طول مدت و خطر سفر نهراسيد و با خرسندى كامل و به اميد آنكه بيش از هركس ديگر وسيلهء كار خير باشد رو به مقصود نهاد .
كالويوحنا امپراتور طرابوزان يكى از دخترانش را به نام دسپينا خاتون به عقد اوزون حسن پادشاه ايران درآورد و دختر ديگرش موسوم به والنزا را به دوك آرشيپل « 1 » به نام لرد نيكولو كرسپو داد . والنزا از دوك چهار دختر و يك پسر داشت : فرانچسكو « 2 » كه جانشين پدر شد و خلف او جاكومو كرسپو « 3 » ، بيست و يكمين دوك ناكسو « 4 » ، هنوز زنده است . دخترهاى والنزا همه با عزت و احترام در ونيز شوهر كردند . نام يكى از آنان فيورنزا « 5 » بود ، مادر ملكهء قبرس و جناب جرجو كورنارو « 6 » شواليه و برادرش وكيل « 7 » كه بسيارى از كاردينالهاى محترم از اعقاب او هستند . دختر ديگر نامش لوكرتيا بود كه با جاكومو پريولى « 8 » نجيبزاده زناشويى كرد و او پدر نيكولو پريولى « 9 » وكيل است . سومى والنزا زن جو لردانو « 10 » نجيبزاده شد و چهارمى ويولانته كه با كاترينو زنو سابق الذكر ازدواج كرد .
دسپينا خاتون اگرچه در ايران و در دوردست بود ، پيوسته به ياد خويشاوندان بود و عشق خواهرش والنزا زن دوك آرشيپل و خواهرزادگانش را ، كه در ونيز بودند ، در دل داشت . ازاينرو اين آزادمرد يعنى كاترينو زنو با رضاى خاطر به ايران رفت و همانا كه انديشهاش به خطا نرفته بود زيرا پس از تحمل دشواريها و خطرها در تبريز به حضور اوزون حسن و همسرش دسپينا خاتون بار يافت و ملكه شوهر خواهرزادهاش را شناخت و كاترينو از آن دو احترامات و نوازشهاى فراوان ديد و چون در مزاج
هامش
( 1 ) .Duke of the Archipelago( 2 ) .Francesco( 3 ) .Giacomo Crespo( 4 ) .Duke of Naxo( 5 ) .Firunza( 6 ) .Giorgio Cornaro( 7 ) .Procurator( 8 ) .Jacomo Prioli( 9 ) .Nicolo Prioli( 10 ) .Gio . Loredano