تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
عثمانى كه نامش جم سلطان « 1 » بود در قسطنطنيه ماند . از آنجا كه مشكل لشكركشى به ايران تهيهء خواربار است - ايرانيان را رسم بر اين است كه آباديهايى را كه به فاصلهء پانزده يا بيست روز بر سر راه احتمالى دشمن قرار دارد ويران مىكنند . از اين‌رو آنكه سوداى تاختن بر ايران دارد اگر توشهء كافى همراه نبرد ، يا از گرسنگى در راه مىميرد ، يا با سرشكستگى عقب مىنشيند و يا در دام دشمن مىافتد . سلطان محمد پس از آنكه در اين‌باره با قوم نيك مشورت كرده بود سازوبرگ بسيار برگرفت و لشكر خود را به پنج ستون تقسيم كرد . فرماندهى ستون اول را كه عبارت بود از سپاه ينىچرى و ديگر سربازان كه جمعا عدهء آن به سى هزار مىرسيد و گل سرسبد سپاه آل عثمان بشمار مىرفت خود شخصا بر عهده گرفت . فرماندهى ستون دوم را كه آن نيز عبارت از سى هزار تن بود ، بايزيد عهده‌دار شد . ستون سوم عبارت از سى هزار تن بود از جمله دوازده هزار تن والاشى « 2 » كه سركردهء ايشان باسارابا « 3 » نام داشت و در اين جنگ به يارى عثمانيان آمده بود ؛ سردارى ستون سوم با مصطفى پاشا بود . سردارى ستون چهارم با تركى بود به نام خاصه مراد پالئولوگوس « 4 » كه بيگلربيگى روم‌ايلى « 5 » بود . شمار اين ستون به شصت هزار مىرسيد و در بين آنان عدهء بسيارى از رعاياى مسيحى سلطان عثمانى وجود داشتند .
هامش
( 1 ) . اين همانDjim - Zizimيا . . .Zemesشوربخت است كه بر سر تاج‌وتخت با بايزيد جنگيد و از او شكست خورد و نخست به مصر و سپس به رودسRhodesگريخت . او را به رم نزد پاپ اينوسان هشتم فرستادند اما پس از چندى به تحريك آلكساندر بورجا ( بورژيا )Alexander Borgiaآن مرد بدنام مسمومش كردند زيرا بورجا ناچار شده بود كه شاهزادهء عثمانى را به شارل هشتم پادشاه فرانسهCharles VIIIتسليم كند . [ جم زيزم همان " جم سلطان " است . نوايى ] ( 2 ) . منسوب به والاشى ( به انگليسىWalachiaياWallachia) نام ناحيه‌اى است در جنوب رومانى كه از اواخر قرن چهاردهم ميلادى خراجگزار تركان عثمانى بود و در 1861 م . با ملداوى( Moldavia )متحد شد و از اين اتحاد دولت رومانى بوجود آمد . - م . ( 3 ) .Basaraba( 4 ) . در متنAsmurat Palaeologus[ همان " خاصه مراد " است . نوايى ] ( 5 ) . روم ايلى يا رومليا به ناحيهء اروپايىنشين خاك عثمانى اطلاق مىشد . - م .