طرابوزان صد ميل فاصله داشت و در تصرف عثمانيان بود . مىگفتند همينكه در آنجا در خشكى فرود آمديم بر اسب سوار مىشويم و قول مىدادند كه در ظرف چهار ساعت مرا به قلعهء مردى به نام آريام « 1 » از رعاياى اوزون حسن خواهند رساند و مىگفتند كه در تينا تنها دژى كه وجود دارد ازان يونانيان است و البته در آنجا در امان خواهم بود . من از اين پيشنهاد به هيچ روى خشنود نبودم ، اما كنسول و برادرش چندان مرا بدين كار تحريض كردند كه سرانجام علىرغم ميل خود بدان تن دردادم .
در تاريخ سوم ژوئن 1474 م . [ 878 / 879 ه . ق . ] كافا را ترك گفتيم و همراه كنسول به راه افتاديم و روز ديگر به محلى رسيديم كه كشتيى كه كرايه كرده بودم در آنجا لنگر انداخته بود . تعهد كرده بودم كه هفتاد دوكات بابت كرايهء خود و همراهان بپردازم ، اما چون مسير خود را تغيير داده بوديم ناگزير يكصد دوكات پرداختم .
چون آگاه شدم كه در جاى فرود آمدن در خشكى اسبى براى سوار شدن ما نيست ، نه اسب با خود به كشتى بردم تا راهنمايان ما بر آنها سوار شوند و نيز سازوبرگ خود را در حين عبور از منگرليا و گرجستان بر آنها بار كنيم .
در تاريخ پانزدهم پس از سوار كردن اسبها در كشتى بادبان برافراشتيم و به درياى سياه وارد شديم . پس از آنكه مسير خود را به سوى تينا منحرف كرديم به مدد باد موافق روبهراه نهاديم . با اين همه پس از طى بيست ميل بىآنكه آن محل را ديده باشيم باد به سوى مشرق وزيدن گرفت ، يعنى بر خلاف جهت ما ، در حالىكه همچنان در مسير خود پيش مىرفتيم . چون ديدم كه دريانوردان با هم سخن مىگويند خواستم كه از موضوع بحث آنان آگاه شوم . گفتند كه هرچه تو بخواهى به طيب خاطر انجام مىدهيم ، اما مرا مطمئن كردند كه تينا جايى بسيار خطرناك است . پس از شنيدن اين مطلب چون ديدم كه خداى بزرگ ما نمىخواهد كه گزندى بر من رسد بر آن شدم كه به سوى لئاتى « 2 » و فاسو حركت كنم . پس از آنكه بدين كار مصمم شدم هوا پس از اندك زمانى سازگار شد و ما به مدد باد شرطه به دريانوردى ادامه داديم .
هامش
( 1 ) .Ariam( 2 ) .Leati