علاوه بر اين شاه يك فوج زبدهى ديگر دارد كه قسمت اعظم افراد آن از ايل قاجار هستند . تعداد افراد اين فوج قريب به چهل هزار نفر است كه گرچه به طور دايم زير پرچم نيستند ، ولى از آنجا كه در شعاع پانزده تا بيست فرسخى پايتخت پراكندهاند مىتوان در مدت زمان كوتاهى آنها را بسيج نمود . پيش از برقرارى صلح اخير پادشاه فرمان داده بود كه چهل گردان منظم تشكيل شود كه باده فوج نيزهدارانى كه در نظر داشت به وجود بياورد جمعا يك لشگر احتياط با سىهزار مرد جنگى در اختيار داشته باشد . اين لشگر كه در نظر بود با سى عرادهى توپ مجهز شود مىبايستى به طور دايم در تهران نزد او باقى بماند . اين كار آغاز خوبى داشت و توپخانه هم كاملا تجهيز گرديده بود اما پايان جنگ و انعقاد صلح مانع اجراى كامل اين دستور گرديد . اين لشگر چهل هزار نفرى به نام تفنگچيهاى شاه موسوم است و سلاحشان مانند افراد سابق الذكر مىباشد . طرز جنگيدنشان هم مثل آنها يعنى بدون نظم و قاعده است .
اين افراد با وجود شايستگى ويژه و اينكه از نوعى امتياز برخوردارند غالبا فقير و بيچارهاند و لباسشان ژنده و كهنه است . كل مواجبشان دوازده تومان است كه آن هم فقط در موقع جنگ علاوه بر آذوقه به آنها داده مىشود در صورتى كه در زمان صلح مواجبشان شش تومان است كه دو يا سه خروار جنس هم گويى محض رضاى خدا بر آن علاوه مىكنند كه امورشان بگذرد .
در طرز جنگيدن قواى غيرمنظم از قرون گذشته تا به حال تغييرى حاصل نشده است . آنها به صورت دستهجمعى و با داد و فريادهاى وحشتناك يكديگر را تحريك و تشويق مىكنند . دشمن هم با همان خشونت به آنها جواب مىدهد .
سپس از فاصلهى بسيار دور به هم تيراندازى مىكنند ، ولى هرگز ديده نشده كه پيادهنظام مبادرت به جنگ تنبهتن بنمايد . سوارنظام در دستههاى بسيار بزرگ به ميدان مىآيند و پس از مدتى شك و ترديد هنگامى كه فريادهاى تحريكآميز به اوج رسيد و كلمهى الله به آسمان بلند شد ، فقط
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٦٦