بيرون آورده ، تكهتكه مىكند « 1 » .
شكار بزرگان به تقريب با آنچه گفته شد شباهت دارد با اين تفاوت كه تعداد خدمه كمتر است و تعداد حيواناتى كه شكار مىشوند ، به آن اندازه نيست . با اين حال اتفاق افتاده كه برخى از بزرگان و بيگلربيگيها تنها در ظرف يك روز چندصد حيوان شكار كرده باشند .
در فصل زمستان بعضيها به شكار غاز و اردك وحشى مىپردازند ، اما چون هرگز گوشت آن را نمىخورند شكار آنها بيشتر جنبهى تفريحى دارد . تعداد اين پرندهها در حوالى شهر اروميه به خصوص نزديك درياچه به قدرى زياد است كه يكبار موفق شدم در ظرف يك روز بدون داشتن سگ بيش از دويست عدد از آنها را بكشم . در بين پرندههايى كه شكار كردم ، تعداد زيادى پارت از نوع مخصوص « 2 » وجود داشت كه خيلى بزرگتر و لذيذتر از پارتهاى اروپا بودند . پاى اين پرندهها بسيار نازك و بلندى آن قريب پنج پوس است . از اين گذشته شكل آنها با پارتهاى اروپا تفاوتى ندارد .
در ايران اعتقاد بر اين است كه موقعى كه شكارچى با يك تفنگ دويست شكار بزرگ را از پا درآورد بايد تفنگ را در محلى مخفى به طورى كه هيچكس نتواند آن را پيدا كند ، در عمق زياد زير خاك بكند . معمولا مردم طبقات پايين خود را ملزم به اين كار نمىدانند زيرا علاوه بر گرانى قيمت تفنگ و كميابى آن از دست دادن تفنگ خوب برايشان دشوار است .
ولى بزرگان غالب اوقات به اين كار مبادرت مىورزند . بزرگان گهگاه براى تعريف از خود ( شايد به دروغ ) اعلام مىكنند كه چه تعداد شكار كردهاند و به اين بهانه ميهمانى مجللى برپا مىدارند تا به اطرافيان بگويند كه بايد تفنگ مكلل به طلا يا نقرهى خود را در خاك كنند . ايرانيها خودنمايى و تفاخر را دوست مىدارند و درمان اين درد كار بسيار مشكلى است .
هامش
( 1 ) - از توضيحى كه در آخر بند داده شده است برمىآيد كه ظاهرا حيوان مورد نظر نويسنده بايد كفتار بوده باشد ، زيرا مردهخوارى و گوركنى از خصوصيات كفتار است . - م .
( 2 ) - پرندهاى از نوع نوكدراز وابيا . - م .